~ لذت همانند آب دریاست: مزهای تلخ بر جای میگذارد؛ تشنگی را فرو نمینشاند، بلکه برعکس، آن را شدیدتر میکند.
~ هرچه لذت شدیدتر باشد، احساس فقدانی که پس از آن میآید نیز شدیدتر است. پس از سرخوشی عاطفیای که جان تجربه میکند، سقوطی فرا میرسد که به سایهٔ مرگ میماند. و این مطمئنترین نشانهٔ آن است که لذت، روح را از خدا ــ سرچشمهٔ حیات ــ دور میکند.
~ معمولاً در هنگام لذت، اراده فلج میشود. اراده و لذت در نقطهٔ مقابل یکدیگرند؛ ازاینرو، پرستشِ لذت، انسان را به بردگی جهان میکشاند. هیچ گناهی، جز غرور، قلب را آنگونه که هرزگی فلج میکند، فلج نمیسازد.
~ تشنگی برای لذت، میل کاذب به یافتن خوشبختی از طریق ارضای امیال نفسانی خویش است؛ شیرینیای است که در ژرفای آن تلخی و فریب نهفته است و هنگامی که از میان میرود، روح را تهی بر جای میگذارد.
~ لذتدوستی ارادهٔ انسان را تباه میکند و او را ترسو میسازد. ترس، فلجشدن روح است، و انسان ترسو بالقوه میتواند به خیانتکار و مرتد تبدیل شود.
~ لذتهای این جهان مانند شرابی هستند که، هرچند انسان را مست میکند، شادی حقیقی به او نمیبخشد. و در این شراب، هرزگی نیز نهفته است: روح ــ عروس مسیح ــ با چسبیدن به آنچه با او بیگانه است، یعنی امور مادی و زمینی، به خدا خیانت میکند و با جهان مرتکب زنا میشود.
~ هرزگی گناهی علیه امید است، زیرا انسان را در حالت فلج و بیارادگی فرو میبرد، نور روح را خاموش میکند و آن را در تاریکی نفوذناپذیری میپوشاند. هرزگی، مرگ روح پیش از مرگ بدن است.
~ آرحیماندریت رافائل کارِلین
💎ORTHODOX IRAN MINISTRY
پیشروِ ارتدوکسی در جامعه پارسی زبانان دنیا
Post #9347
255