دستت را که گرفتم،
دنیا برای چند لحظه
از دویدن ایستاد...
موجها آرامتر شدند،
باد لابهلای موهایت قصهای تازه بافت
و جاده
انگار فقط برای ما
تا دورترین جای دریا کشیده شده بود.
نمیدانم آخر این ساحل کجاست؛
فقط میدانم
اگر قرار باشد تمام راه را قدم بزنم،
دلم میخواهد
دست تو در دستم باشد...
شاید عشق همین باشد؛
یک غروب طلایی،
یک ساحل بیانتها،
و کسی که کنارش
حتی گم شدن هم
شبیه پیدا شدن است...🤍🌊
Post #6374
60

- 😭 4