اپرای Pagliacci اثر Ruggero Leoncavallo داستان Canio، رهبر یک گروه تئاتر دورهگرد و همسرش Nedda را روایت میکند. Nedda عاشق مردی به نام Silvio شده و Canio پس از آگاه شدن از این رابطه، با وجود خشم و رنج شدید، مجبور است همان شب روی صحنه برود و نقش دلقکی را بازی کند. درست در همین لحظه آریای مشهور «Vesti la giubba» اجرا میشود؛ جایی که Canio باید لباس دلقک را بپوشد و درد واقعی خود را پشت نقاب نمایش پنهان کند. عبارت «Ridi, Pagliaccio» ــ «بخند، دلقک» ــ نمایانگر این تضاد است: او باید مردم را بخنداند، در حالی که خودش از درون در حال فروپاشی است. پس از آن، نمایش درون اپرا آغاز میشود و داستان خیالی Columbina و Arlecchino، که در آن Canio نقش دلقک را دارد، به شکل دردناکی زندگی واقعی او و Nedda را بازتاب میدهد؛ در نتیجه مرز میان بازی و واقعیت از بین میرود و تراژدی رخ میدهد.
در اجرای Plácido Domingo، این تضاد با ترکیب صدا و بازیگری بسیار پررنگ میشود. دومینگو Canio را مردی نشان میدهد که خشم و اندوه خود را درون خودش نگه داشته و بهتدریج به نقطهی فروپاشی میرسد. او در «Vesti la giubba» صرفاً یک آریای قدرتمند نمیخواند؛ بلکه احساس میکنیم واقعاً دارد خودش را مجبور میکند دوباره لباس دلقک را بپوشد و نقش خود را ادامه دهد. در اوج آریا، «Ridi, Pagliaccio» بیشتر شبیه فرمانی دردناک به خودش است تا یک خندهی واقعی. در نتیجه، اجرای دومینگو تصویر مردی را نشان میدهد که مجبور است در حالی که از درون گریه میکند، در ظاهر دلقک باشد و همین تضاد، پیوند عاطفی آریا با تراژدی Pagliacci را آشکار میکند.🫴🏻🎭🎵
@orca_journal
Post #1001
82
- ❤ 1