تنها که میشوم سر خود داد میزنم
فریاد از این زمانه بیداد میزنم
دنیا به ساز ما که نرقیصده هیچوقت
کافیاست؛ ناله از غم فرهاد میزنم
من شبنورد گیسوی ماهم که شب به شب
با هر نگاه، دل به ره باد میزنم
این من که دلشکستهتر از دلشکستههام
پرسیدیام چطوری و من شاد میزنم
خوبم سلامتی خبری نیست؛ بهترم...
بشنو مکن تو باور اگر داد میزنم
دلخستهام، مرا بگذارید و بگذرید
تا تیشه قلم به دلآباد میزنم
با دیگری خوش است دلت نازنین من؟
فالی بر اتفاق که افتاد میزنم:
"یارب مباد آنکه گدا معتبر شود"
در جشن یار طعنه به داماد میزنم
در غار خود اسیر جنون خودم شدم
دیوانهوار قهقهه فریاد میزنم
ما را نخواست و نپسندید کس، منم
با سنگ، هر فرشته، پریزاد میزنم
با طنز گفتمت دو سه بیتی تو خواندی و
گفتی که بچهام دهه هشتاد میزنم:
«من رتبهام که تک رقمی شد؛ تو بیشتر
آزاد میروی؟! منم آزاد میزنم
هر درس و جزوه با خودم اصلا، در امتحان
مهر قبولی از خود استاد میزنم»
قالب: #غزل
دل نوشته ای از من در غالب غزل
♦️#پیام_ناشناس
@OFOGH_EU | افق دانشجو،دانشگاه بناب
Post #12534
619
- ❤ 9
- 👍 1