من، بهعنوان یکی از آخرین مبارزانِ خردگرایی و روشنگری، به رهاییِ نفسِ انسان از طریقِ معرفت باور دارم؛ همانطور که کانت، بزرگترین فیلسوفِ عصرِ روشنگری، چنین باوری داشت. فیشته، شلینگ و هگل را چیزی بیش از یک فاجعۀ فکری و اخلاقی، و در حقیقت بزرگترین فاجعۀ فکری که آلمان و اروپا تاکنون متحمل شدهاند، تلقی میکنم. به عقیدۀ من، این فاجعۀ فکری و اخلاقی از چنان تأثیراتِ ویرانگر و ضایعکنندهای برخوردار بود که هنوز، همچون ابرهای رادیواکتیو، در حال گسترش است. این فلسفه موجب آن چیزی شد که کنراد هایدن نوشت: «عصرِ ناراستیِ فکری و اخلاقی.»
زندگی سراسر حل مسئله است- کارل پوپر-
@OfficialBook