هفته دوم ترم چهار.
یکی از شگفتانگیزترین هفتههای عمرم بود. نمیتونم باور کنم واقعا برای من اتفاق افتاده. حتی نمیدونم از چی بگم. نمیدونم بگم مثل چیه.
مثل چای انبه و یاس. مثل گل آبی آویزون کنار تخت. مثل استاد جراحی و طاعون سیاه. مثل مایکروویو دانشگاه و سوشی. مثل پتو توی پارک.
دستهای سرد مثل آب روی آتش.
دستهای سرد مثل آب روی آتش.
Post #16253
90
🌈⋆˙Illumination⋆˙ هفته اول ترم ۴ هم تموم شد. به جرات میتونم بگم هرچی از درسهای علوم پایه خارج میشیم و به درسهای دندانپزشکی وارد، زندگی ترسناکتر و شیرینتر میشه. تا اینجا بهترین و خفنترین استادهامون اونایی بودن که مال دانشکده خودمون هستن. شایدم چون درسهاشون نقش مستقیم…
- ❤ 4