Post #15980
126
Forwarded from • ماتیلدای خسته
یه روزی، یه نفر میاد و بدون اینکه بخواد نجاتت بده، فقط کنارت میمونه؛ اونقدر میمونه که کمکم خودت نجات پیدا میکنی. یادت میره یه زمانی فکر میکردی دیگه چیزی برای دوست داشتن باقی نمونده، یادت میره زندگی چقدر باهات نامهربون بوده، یادت میره کجای زندگی قرار گرفتی و چه رنجهایی رو متحمل شدی. به خودت میای میبینی مدتهاست که دیگه غمگین بودن، تنها چیزی نیست که از خودت به یاد میاری.
- ❤ 7