از وقتی این رو گفتم ذهنم درگیرشه و حس کردم باید یه چیزی رو توضیح بدم.
آدمها به روشهای مختلفی با اتفاقات بد روبهرو میشن. بعضیا حواس خودشون رو با درس و کار پرت میکنن، بعضیا راجع بهش گریه میکنن، مینویسن، با دوستاشون حرف میزنن. بعضیا به بقیه آسیب میزنن.
آدمها همیشه بهترین روش برای خودشون و دیگران رو انتخاب نمیکنن.
همین الان بعد از سه سال که از این قضیه گذشته مطمئن نیستم روش خوبی رو انتخاب کردم یا نه. من ازش قایم شدم، چون در اون موقعیت وقت این رو نداشتم که باهاش روبهرو بشم. فکر کنم تا مدتها هضمش نکردم، که باعث شد یه سال بعد توی یه موقعیت بدتر روی سرم خراب بشه. But I'm still here. Standing.
پس، نمیدونم بچههاجونم. مشکلات اقتصادی و خانوادگی، جنگ، از دست دادن عزیزان (چه با مرگ چه از روشهای دیگه) صبر نمیکنن کنکورتون تموم بشه. But this isn't on you.
همینکه تلاش کردید، سروایو کردید، و به هر روشی خودتون رو حتی شده یه کم خارج از این منجلاب نگه داشتید در حدی که غرق نشید، خودش شایسته تقدیره.
هرگز نذارید کسی چیزی جز این بهتون بگه.
Post #15923
148
🌈⋆˙Illumination⋆˙ یعنی من یادمه- اوکی این خاطرهای نیست که خیلی بهش افتخار کنم صرفا در گذر زمان بامزه شده برای تعریف کردن- ولی روزی که فهمیدم پارتنرم بهم خیانت کرده همینطور که داشتم تست فیزیک میزدم، شر شر اشک میریختم. یادمه که تلفن رو قطع کردم و اینطوری بودم که خب. کاریش…
- ❤ 10