قصه های من
قصه های عمو مانوک رو شنیدید
حالا قصه های منم بشنوید
قصه های من تلخه ولی ...
عزیزی فرموده بودند : در هر پست یک طعنه یا حمله به پهلوی و طرفدارانش هست ...
واقعا چرا ؟!
من چه دژمنی ای با این بشرها دارم ؟!
این فیلم رو مشاهده کنید ...
من تا الآن که نتونستم متوجه بشم علت جذابیت این بابا چیه که بعضی ها مسحور سخنانش میشن.
نه قیافه و فن بیان خاصی داره.
نه قصهی جذابی روایت میکنه.
نه محتوا داره.
الا ایحال ...
لپ سخنانش اینه که:
آقای ترععمپ و پمپعوو عزمشونو جزم کردند که نظام رو عوض کنند و پهلویظِم رو بذارن جاش
فصاد و ناکارآمدی و دعواهای داخلی سیستم رو هم که همه میدونیم
پس کافیه فقط نسل شیک پاساگارد بریزن بیرون ...
به یک تلنگر رژیم ساقط میشه ...
خب حالا شما #پیدا_کنید_پرتقال_فروش_را
یه جوون بخت برگشتهی ۱۸-۱۹ ساله در اوج غرور و در اوج خامی این صحبتا رو شنیده چه حسی ممکنه پیدا کنه ؟!
فرض کنید یه زور بازویی هم داشته باشه ...
بهر علتی تو کشور ناآرامی ایجاد میشه .
اون جوون روز اول بصورت مسالمت آمیز میاد بیرون ، حداکثر ۴ تا شعار و فحش هم میده و میره خونه.
نظام ، برای اینکه بد نشه ، خیلی چیزی نمیگه ... صبر میکنه ، با سیاست نگاه میکنه ببینه چی میشه.
روز دوم و سوم و چهارم و ... میگذره.
اون جوون بنده خدا منتظره پهلویزم بیاد سرکار ، ولی اتفاق جدیدی نمیفته ...
ازون ور حس میکنه یا میبینه که کم کم داره صبر حکومت هم تموم میشه و خشونتش شروع میشه یا تشدید میشه ...
بنظرتون چه واکنشی نشون میده ؟!
چه حسی پیدا میکنه ؟!
خشم از اینکه انتظارش ( فرو پاشیدن نظام با یک تلنگر ) اتفاق نیفتاده .
بهت و حیرت از پیش بینی ناپذیری...
نتیجه : برگشتن به تئوری های منقلی و واکنش های غیر حساب شده :
اینا با حرکت مسالمت آمیز و چارتا فحش نمیرن ، بذار بازو رو بندازم بیرون و برم یکی ازین زیدهای ... سقطی رو بگیرم و یه گوشمالی بدم ، حساب کار دستشون بیاد ...
میره با دوتا ازین جوجه ها که از زیر سقطی در اومدن و عربده میکشن که « من همه رو ... » درگیر میشه .
خب اونام که واینمیسن نگاه کنند ،
عدهی زیادی از مردم میبینن درگیری شد ، صحنه رو ترک میکنند .
جو ظاهرا آروم میشه .
حالا نسل باجناقی خیلی شیک میاد فیلم های درگیری رو کات می کنه و پخش میکنه که ببینید : « این اومد به یکی از زیدهای سقطی گفت : بالای چشمت ابروئه ، این اغتشاش گر درگیری رو با محافظان امنیت شروع کرد»
مهم نیست مردم باور میکنند یا نه ؟
سرکوبگر لوازمی که برای کارش میخواد بدست میاره .
میان اون جوون مادر مرده رو میگیرن ،
چار تا داستان دیگه هم که معلوم نیست کی ایجاد کرده میندازن گردنش و
در سحرگاهان روز فلان ، میبرنش بالای چوبهی دار ...
من و شما و اون پوفیوس منقلی بیضه پرست خارج نشین هم نگاه میکنیم
و فحش میدیم
به جیمی کارتر و جرج سوروس و مهندس طبرزدی و گلوبالیسم و راشیتیسم و ...
نتیجه:
- سرکوب و کشتار نسبتا کم هزینه برای سیستم
- تلفات شجاع ترین جوونای مملکت
- بقای سیستم ، حداقل فعلا
- سردی نا امیدی مردم
- خندیدن امثال عمو مانوک تو خارج به ریش مردم کف خیابون
.
هرجای این قصهی تلخ مشکل داره
شما یه قصهی شیرین منقلی بذار بجاش :
بلاخره یه روزی شاهزاده با اسب سفیدش میاد.
پشتش نیروی دریایی آمریکا
جلوش پرچم کاوه
و
پدر همه گلوبالیست ها و اصلاح طلب ها رو در میاره.
@Nviolence2 | اوضاع گردون
Post #802
54