کودکان با اشتیاق شدید به یادگیری متولد میشوند و از تظر ژنتیکی با قابلیت شگفت انگیزی برای یادگیری برنامه ریزی شده اند. آنها در واقع ماشین های یادگیری کوچک هستند . بچه ها تا حدود چهارسالگی حجم باور نکردنی اطلاعات و مهارت ها را بدون هیچ آموزشی فرا میگیرند. آنها راه رفتن ، دویدن ، پریدن ، و بالا رفتن را یاد میگیرند. آنها فهمیدن و صحبت کردن به زبان فرهنگی را که در آن متولد شده اند ، یاد می گیرند و با استفاده از آن برخواسته ها و تمایلاتشان اصرار میورزند، بحث میکنند ، میخندانند ، عصبانی میکنند ، دوستی میکنند و سوال میپرسند. آنها مقدار باور نکردنی دانش در مورد دنیای فیزیکی و اجتماعی اطرافشان کسب میکنند. تمام این یادگیری ها توسط غرایز و محرک های ذاتی، بازیگوشی و کنجکاوی طبیعی شان هدایت میشود. وقتی کودکان پنج یا شش ساله میشوند ، این طبیعت نیست که این میل و قابلیت فراوان را خاموش میکند، بلکه این ما هستیم که به واسطه سیستم آموزش اجباری آنرا متوقف میکنیم. بزرگترین و ماندگار ترین درس مدرسه این است یادگیری مانند کار ( فعالیتی سخت) است. و هر زمان که امکانش وجود داشته باشد باید از آن فرار کرد.
ما قابلیت سازگاری کودکان را محدود کرده ایم. کودکان را در یک محیط غیر طبیعی قرار داده ایم که از آنها انتظار میرود زمانهای بیشتر و بیشتری از روز را تحت امر بزرگسالان، پشت میزها ، در حال گوش دادن و خواندن مطالبی که هیچ جذابیتی برای آنها ندارند ، و پرسش و پاسخ به سوالاتی که مربوط به آن ها نیستند سپری کنند ، برای آنها زمان و آزادی کم تر و کم تری برای بازی کردن ، جست و جو کردن و دنبال کردن علایقشان باقی میگذاریم.
📖 بخشی از #کتاب یادگیری آزاد ، نوشته #پیترگری و ترجمه مهدی غلامی
👈🏻 برای ورود به کانال " دانشنامه کودک و طبیعت" روی لینک زیر کلیک کنید:
https://t.me/nslibarary
Post #67
1.2K
Forwarded from اتچ بات