🗣 سؤال چهارم | در مسیر انتشار مقاله، پیش آمده که استادی یا همکاری از شما بخواهد نامش بدون مشارکت واقعی به مقاله اضافه شود؟ واکنش شما چه بود؟
✍🏻 من اصولاً هیچوقت در پژوهش دنبال چاپلوسی یا اضافه کردن افراد به مقاله صرفاً به خاطر جایگاهشان نبودهام. همیشه ترجیح دادهام با افرادی کار کنم که واقعاً در پروژه نقش دارند.
یک بار چنین شرایطی برایم پیش آمد که فردی درخواست داشت نامش در مقاله باشد، در حالی که مشارکت پژوهشی مشخصی در آن نداشت. در نهایت آن همکاری، آخرین همکاری من با آن فرد شد.
به نظرم استاد بودن فقط به جایگاه علمی یا تعداد مقالات نیست؛ اخلاق حرفهای هم بخشی از استادی است.
اگر کسی در یک پروژه نقشی ندارد، منطقی نیست صرفاً به دلیل جایگاهش نامش در مقاله قرار بگیرد. من ترجیح میدهم حتی اگر تعداد همکاریهایم کمتر باشد، همکاریهایی داشته باشم که بر پایه احترام، مشارکت واقعی و اخلاق پژوهشی شکل گرفته باشند.
📊 سؤال پنجم | چگونه مشکلات مربوط به دادههای نامناسب در مراکز تحقیقاتی، مثل Missing زیاد یا پرسشنامههای نامعتبر، را مدیریت کردید؟
📚 به نظرم مهمترین نکته این است که قبل از شروع پژوهش باید به داده اعتماد داشته باشید.
هر دیتایی ارزش پژوهشی ندارد. صرف اینکه یک مرکز به شما وعده چاپ مقاله بدهد، دلیل خوبی برای همکاری نیست. باید بدانید دادهها چطور جمعآوری شدهاند، چه کسی آنها را جمع کرده، کیفیت ورود دادهها چطور بوده و آیا ابزارهای مورد استفاده اعتبار علمی داشتهاند یا نه.
گاهی یک دیتاست ممکن است حجم زیادی داشته باشد، اما از نظر کیفیت آنقدر مشکل داشته باشد که خروجی پژوهش را زیر سؤال ببرد.
بنابراین اگر قرار است با یک مرکز کار کنید، قبل از شروع پروژه تا جای ممکن درباره روش جمعآوری، کیفیت و اعتبار دادهها مطمئن شوید.
و اگر قرار است دادهای از ابتدا جمعآوری شود، بهتر است خودتان یا فردی کاملاً قابلاعتماد بر فرآیند جمعآوری و ورود داده نظارت داشته باشد. داده خوب، پایه یک پژوهش خوب است.
🌅 سؤال ششم | لطفاً یک نمونه از یک روز معمولی اما نسبتا پربازده خودتان را برای ما تصویر کنید. چه کارهایی را هیچوقت حذف نمیکنید و برای حفظ انرژیتان چه میکنید؟
🔎 واقعیت این است که روزهای من خیلی شبیه هم نیستند و برنامه ثابتی ندارم.
بعضی روزها صبح تا ظهر درگیر بیمارستان هستم. بعضی روزها امتحان یا کار پژوهشی دارم و طبیعتاً اولویتها تغییر میکنند. معمولاً سعی میکنم بر اساس مهمترین کاری که آن روز دارم برنامهریزی کنم؛ اگر امتحان داشته باشم درس در اولویت قرار میگیرد، اگر پروژهای موعد تحویل داشته باشد، آن را جلو میاندازم.
یک چیزی که برایم مهم است این است که صبحها نسبتاً زود شروع کنم و کارهای اصلیام را تا حد امکان زودتر انجام بدهم.
در کنارش هم سعی میکنم زندگی شخصیام را حذف نکنم. به نظرم قرار نیست برای پژوهش یا درس، تمام زندگی را کنار بگذاریم. مهمتر از داشتن یک برنامه کاملاً ثابت، این است که بتوانیم بین کار، درس و زندگی تعادل ایجاد کنیم.
🔝 سؤال هفتم | از بین تمام کارهایی که انجام دادهاید، به نظرتان کدام کار بیشترین تأثیر را در موفقیتتان داشته است؟
✔️ اگر منظورتان مشخصاً مقاله باشد، احتمالاً دو سه کار اولی که انجام دادم اهمیت بیشتری داشتند. چون در ابتدای مسیر، مهمترین اتفاق این است که از صفر خارج شوید و بالاخره چیزی داشته باشید که بتوانید به عنوان بخشی از رزومه و تجربهتان روی آن حساب کنید.
اما اگر منظورتان کل مسیر پژوهشی باشد، به نظرم ارتباطات و همکاری با آدمهای درست بیشترین تأثیر را داشتهاند؛ هم همکاری با اساتید و پژوهشگران باتجربه و هم همکاری با دانشجویان دیگر.
خیلی چیزها را نمیشود فقط با مطالعه یاد گرفت. بعضی مهارتها را باید در یک تیم واقعی، در یک پروژه واقعی و کنار آدمهای باتجربه یاد بگیرید.