«ذِن در هنر نویسندگی»
در دنیایی مملو از فرمولهای سه مرحلهای برای خلق پلات و شخصیت و راه حلهایی با اسامی مخفف شده، روش بردبری با شکوه و آزادانه به نظر میرسد.
🔸«اکثر اوقات در این فرایند گیر میافتید. شما نمیدانید که چه کار میکنید تا اینکه ناگهان کار تمام میشود. شما قصد ندارید که دنیای ادبیات را زیر و رو کنید. در حقیقت این اثر از دلزندگی و ترسهای شبانه شما تکامل یافته است. ناگهان به اطراف نگاه میکنید و میبینید که کاری تقریباً تازه انجام دادهاید.»
به همین ترتیب، بردبری به شما هشدار میدهد که بیش از حد با دید تحلیلی و منتقدانه با کارهای خودتان برخورد نکنید،
🔸«یک ایده خوب باید مانند یک سگ ما را نگران کند. در مقابل ما نباید با نگرانیهای خود آن را زنده به گور کنیم، یا اینکه آن ایده را با عقل خود خفه کنیم، یا اینکه تسلیم و ضعیفش کنیم و با هزار برش تحلیلی مرگ آن را رقم بزنیم.»
اما حتی با چنین سبک نوشتاری آزادی، بردبری اعتراف میکند که در کشف صدای منحصر به فرد نوشتن خود به کندی پیش رفته است.
🔸«در حقیقت من زمانی شروع به تعامل واقعی و بازی با کلمات کردم که یک مسیر اصیل را در میان میدان مین تقلید و تکرار پیدا کردم.»
بردبری شروع به ایجاد یک سری لیست کرد، اسامی که الهام بخشی برای داستانهای جدیدش…
🔸«در اوایل بیست سالگی من فرآیندی را برای ارتباط با واژهها آغاز کردم که در آن هر روز صبح از رختخوابم بلند میشدم، به سمت میز خود میرفتم و هر کلمه یا مجموعه کلماتی را که به ذهنم متبادر میشد، یادداشت میکردم. سپس هر کلمه را به طور جداگانه سبک و سنگین میکردم و مجموعهای از شخصیتها و پدیدهها را نشان دادن معنای واقعی و ملموس آن کلمه در زندگی شخصیام بود به همراه آن لغت میآوردم. یکی دو ساعت بعد، در کمال تعجب، یک داستان جدید کامل شده بود.»
این تکنیکی بود که بردبری از آن روز به بعد استفاده کرد و به نویسندگان هم توصیه میکند که از آن برای آشکار کردن داستانهای پنهان موجود در اعماق وجود خود استفاده کنند.
🔸«… به زودی فهمیدم که باید تا آخر عمر به این روش کار کنم. در ابتدا ذهنم را برای یافتن کلماتی کاوش کردم که قادر بودند کابوسهای شخصیام و ترسم را از شب و موجودات خیالی در زمان کودکیام توصیف کند، سپس با اینها داستانهایم را شکل میدادم.»
این لیستها بردبری را یاد اولین عشقها و نفرتهای زندگیاش میانداخت، یاد تخیل بیشفعال دوران کودکیاش، که گنجینهای با ارزش از ایدههای ناب برای یک نویسنده جوان و تازهکار محسوب میشد.
داستانها به سرعت و یکی پس از دیگری بر صفحه کاغذ نقش میبستند، داستانهایی که از آن خاطرات الهام گرفته شده بودند و در پشت اسمها پنهان شده بودند و در لیستهای بردبری گم شده بودند.
علاوه بر تکنیک ارتباط با واژهها، بردبری مطالعه گسترده را هم به نویسندگان تازهکار توصیه میکند؛ شامل خواندن کتاب، مقاله و شعر.
🔸«من فقط یک وجود واحد نیستم. من چیزهای زیادی هستم که آمریکا در دوره حیات من تجربه کرده است. در تمام این مدت من انگیزه کافی برای ادامه حرکت، یادگیری و رشد را داشتهام.»
#یک_جرعه_نویسندگی
#ذن_در_هنر_نویسندگی
❄️~|⚜@novelsorena⚜|~❄️
Post #3680
124
ناول سورنا | SORENA NOVEL تکنیکهای نوشتن بردبری معتقد به محدود کردن تفکر و در مقابل تمرکز روی به انجام رساندن اقدامات معنادارتر است، بردبری همچنین معتقد است که نباید توجه زیادی را صرف منتقد درونی خود بکنید و در عوض ضمیر ناخودآگاه خود را بدون افکار مزاحم روی کاغذ بیاورید. 🖋 «[…]…
- 🔥 3