TGViewer
ناول سورنا | SORENA NOVEL ناول سورنا | SORENA NOVEL @novelsorena · 312 subscribers
Post #3607 123
🕊آتوسا مهین بانوی هخامنشی
قسمت اول

در بعداز ظهر یکی از روزهای بهار سال 521 قبل از میلاد مسیح، یک کشتی قبرسی آرام آرام به بندر «راکوتی» (اسکندریه) نزدیک شد و در کنار کشتیهای دیگر جای گرفت و لنگر انداخت.
بندر راکوتی در آن زمان از شهرهای معروف و آباد مصر و دارای تفریحگاههایی برای ملوانان بود. وقتی کشتی قبرسی کاملا ایستاد، کارکنان بر حسب عادت به دو گروه تقسیم شدند. گروه کوچکی در کشتی ماندند و عده ای برای تفریح و خوش گذرانی به شهر رفتند و بیشتر آنها به باده نوشی و خوردن خوراکیهای لذیذ پرداختند. وقتی شکمها پر شد و باده پیماییها موثر افتاد، بین آنان و عده ای از مصریان نزاع شدیدی در گرفت و یکی از جاشوان قبرسی خود را به کشتی رساند و سایر دوستان را خبر کرد و با راهنمایی وی، آنان نیز به میکده آمدند و کار زد و خورد بالا گرفت و آن شب دوازده تن از ملوانان قبرسی کشته و چند تن مجزوح شدند.
وقتی حاکم راکوتی از ماجرا آگاه شد، از آن جا که قبرسیها از اتباع ایران بودند، دستور داد که آنها به کشتی خود بازگردند و شهر را ترک کنند.
قبرسیها که چاره ای جز اطاعت نداشتند، بندر را ترک کردند و به قبرس بازگشتند و به حاکم آن جا – که مطیع پادشاه ایران بود – شکایت کردند.
حاکم که نمی توانست مستقیما خود را با حکومت فرعون درگیر کند، نامه ای به شاهنشاه ایران «کمبوجیه» نوشت و چگونگی این نزاع را شرح داد و تصمیم گیری در این مورد را به وی واگذار کرد. کمبوجیه که اقدام حاکم راکوتی را اهانتی به شاهنشاهی خود می دانست، نامه ای محترمانه به فرعون مصر نوشت و درخواست کرد که خونبهای مقتولین و غرامات مجروحین پرداخت شود. فرعون که «پزآمون» نام داشت و مانند سایر مجروحین فراعنه مقام خدایی برای خود قایل بود، اگر این پیشنهاد را می پذیرفت، شاید همه ی ماجرا به خوشی ختم می شد، اما وی پاسخ نسبتا تندی به
پادشاه ایران نوشت و تذکر داد که وی حق ندارد در مورد امور داخلی مصر مداخله و برای او تکلیف روشن کند.
این پاسخ، اولین جرقه برای روشن شدن آتش جنگ بین امپراتوری ایران و مصر قدرتمند بود، اما کمبوجیه اطلاع دقیقی از قدرت مصر نداشت و نمی دانست چه تصمیمی اتخاذ کند. او شنیده بود که مصر دارای نیروی نظامی بسیار قدرتمندی است و فرعون چون خدایان افسانه ای مورد پرستش مردم است.
کسانی که از مصر به کشورهای تابع ایران می آمدند، از نیروی عظیم فرعون حرف می زدند و می گفتند که در سپاه مصر فیلهایی است که فیلهای هندوستان در برابر آنها چون گوسفند به نظر می آیند و مردان سیاه غول پیکری بر این فیلها سوار می شوند که کسی را یارای مبارزه با آنها نیست. علاوه بر این، مردم باور کرده بودند که کشور مصر طلسمهایی دارد که جلو هر سپاه خارجی را می گیرد و راز و رمز این طلسمها نیز در دست کاهنان آن جاست که در معابدی عجیب زندگی می کنند و به علوم غریبه می پردازند. کمبوجیه نیز این شایعات را شنیده بود و بسیار مایل بود که مصر را ببیند.
در این هنگام اتفاق دیگری افتاد که به تردید شاه ایران پایان داد و آن این بود که یکی از سرداران بلند پایه ی مصر که مورد خشم فرعون قرار گرفته بود، از مصر گریخت و به ایران پناهنده شد و خدمت خود را یه کمبوجیه عرضه داشت. این سردار که «فانس» نام داشت، مدعی شد که کاملا با وضع سپاه و راههای مصر آگاه است و سپاه ایران به راحتی می تواند بر سرتاسر مصر دست یابد. ضمنا به کمبوجیه اطمینان داد که در کشور مصر آنقدر طلا وجود دارد که در تمام کشورهای دیگر به دست نمی آید...
و بدین گونه بود که شاهنشاه ایران، یک ماه پیش از فرارسیدن بهار سال 525 قبل از میلاد، با سپاهی گران که زیر نظر داریوش اداره می شد، به سوی مصر به راه افتاد. چگونگی نبرد زمینی و دریایی ایران و مصر خارج از موضوع کتاب ماست و فقط به ذکر این موضوع بسنده می کنیم که سرزمین مصر سرانجام فتح شد و در روزهای آغازین تابستان سال 522 قبل از میلاد، کمبوجیه از «ممفیس» پایتخت مصر، به سوی ایران حرکت کرد و داریوش را با عنوان «خشتره پاون» به جای خود در مصر گذاشت.
کمبوجیه با برادرش «بردیه» توامان بود و هنگامی که به کوروش اطلاع دادند که همسرش دوقلو وضع حمل کرده است، دستور داد که با نوک کارد علامتی روی بازوی فرزندی که نخست به دنیا آمده است، به وجود آورند تا حق ارشدیت او برای ولیعهدی محفوظ بماند. کمبوجیه به فاصله ی چند دقیقه زودتر از بردیه به دنیا آمد و این دو آن
قدر به هم شبیه بودند که لباسهای مختلف می پوشیدند تا تشخیص آنها آسان باشد.
#آتوسا #داستان

❄️~|⚜️@novelsorena⚜️|~❄️
  • 🔥 4
  • 👍 1
More from @novelsorena
  1. Sep 26, 2026«می‌میریم و نمی‌فهمیم چه کسی بوده ایم» 👤آلن دوباتن #نقل_قول ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌⚜~|📖@novels…
  2. Sep 26, 2026«امّا چگونه می‌توان رنجی ناشناختنی را که مانند ابر هر لحظه تغییر رنگ می‌دهد و همچون باد می…
  3. Sep 25, 2026Post #6312
  4. Sep 25, 2026مشکل این دنیا این است که احمق ها از خود مطمئن، مانند خروس های حیاط مغرور هستند؛ در حالی که…
  5. Sep 25, 2026👤 سنت آگوستین ما انسان‌ها ضعیف‌تر از آنیم که حقیقت را تنها با عقل و منطق خود کشف کنیم. #ف…
  6. Sep 23, 2026بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشک…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →