زندگی نامه نادر شاه افشار*
*🔺 پسر شمشیر ، سردار نا آرام*
📚 *قسمت پنجاه و سوم*
اخلاق، رفتار، کردار و گفتار نادرشاه
*جایمس فریزر انگلیسی نویسنده کتاب (تاریخ نادرشاه) که خود در هنگام جهانداری او میزیسته و شاه را نیز به چشم خود دیده است یاد داشتهایی درباره نادرشاه دارد که ما در اینجا بخشی از آن را میآوریم*:
نادرشاه نزدیک 55 سال دارد. بلندی اندام او بیش از شش پا میشود (180 سانتیمتر) کمی تنومند ولی نیروی او خوب و اندامش برازنده است.
رنجهایی که کشیده از فربهی او جلوگیری میکند.
چشم و ابرویی درشت و چهرهای گیرا و زننده دارد که مانند آن کمتر دیدهام. تابش آفتاب و هواهای گوناگون به چهره او یک گرفتگی مردانه و زیبنده داده. آهنگش بلند و خشن و بدون هیچ دشواری از 100 متری فرمان میدهد. می به اندازه مینوشد. به زن بسیار دلبستگی دارد و همواره خواهان تازه کردن دیدار آنها است ولی این رفتار او از کارش جلوگیری نمیکند. در اندرون با زنان بیش از اندکی به سر نمیبرد و کمتر دیده شده پیش از نیمه شب به اندرون برود. ساعت 5 بامداد از خواب برخاسته بیرون میآید. غذایش بسیار کم و بیشتر هم پلو و یا غذاهای ساده است.
*اگر کارهای روزانهاش بسیار باشد از غذا هم چشم میپوشد و با اندکی نخود برشته که همیشه در جیب دارد و کمی آب میگذراند*
در اردو یا در شهر همیشه در بیرون است و بار همگانی میدهد. اگر دربار همگانی هم نباشد هر کس میتواند به پیغام یا به تنهایی شاه را دیده دادخواهی کند.
*او معمولا به سان سپاه می پرداخت ماهیانه و تنپوش سپاهیان را خود به گردن میگیرد و نمیگذارد افسران هیچگونه پولی به هیچ نام از سربازان بگیرند. هر ماه از همه جای کشور به او روزنامه و گزارش میرسد و خود نادرشاه با جاسوسهایی که دارد نامهنگاری میکند. گذشته از اینها در همه استانها و شهرستانها و شهرها یک افسر گماشته دارد که "همکلام" نامیده میشود. کار این افسر این است که در رفتار و اندیشه و برداشت کار استاندار یا بخشدار بررسی نموده آنچه میبیند یادداشت مینماید.*
هیچ کار بزرگ یا کوچکی در نبودن این افسر نمیگذرد و بجز روزنامه و گزارشی که استاندار یا
بخشدار میدهد همکلام نیز روزنامه جداگانه و پنهانی میفرستد و به استانداری یا بخشداری آگهی نمیدهد.
*این کار مزد ماهیانه ندارد. پاداش این افسران با خود شاه است. این شیوه بیمانند بسیاری از فرمانروایان را از جور و ستم و اندیشه سرکشی و شورش باز میدارد.*
نادرشاه بسیار بخشنده و دست باز است به ویژه درباره سربازانش.
*کسانی را که چندی در ارتش بوده و خوب کار کردهاند با دست گشاده از همه چیز بینیاز میکند. با این همه بسیار سخت گیر و همیشه در کار بینا و بیش از هر چیز انتظامات را رعایت میکند.*
کسانی که گناه بزرگی کرده باشند به کشتن و آنهایی را که لغزش کارند به بریدن گوشها کیفر میدهد. هرگز گناهکار را از هر پایه و دسته که باشد نمیبخشاید و اگر پس از این که به کاری رسیدگی کرد کسی میانجی شود، خشمناک میگردد. ولی پیش از این که گناه گناهکار آشکار شود هر کس میتواند رأی خود را پیشنهاد نموده میانجیگری کند.
*هنگامی که در جنگ یا با سپاه در اردوکشی و راه پیمایی است غذا و نوشابه او مانند یک سرباز است و همگی افسران انبوه خود را نیز بدینگونه نگاه میدارد.*
نیروی او به اندازهای خوب است که بیشتر دیده شده در هوای سرد و یخبندان زمستان هنگام آسایش در بیابان روی زمین خوابیده و تنها بالاپوش به خود پیچیده و زین اسب خود را به جای بالشت زیر سر گذاشته است.
*گاهی در جنگها که به پیشروی و شتاب در راهپیمایی نیازمند میباشد، پیشتر از پیشخانه*
*لشکر میتازد و هنگامی که به دشمن میرسد که هیچ گمان نمیبردهاند.*
*در راهپیماییهای جنگی و اردوکشی بسیار شادمان و خوش است. در شهر به همان اندازه که خستگی سپاه به پایان رسد میماند و پس از آسایش لشکریان برای پیشروی شتاب دارد.*
شام و نهار او بیش از نیم ساعت نمیکشد. پس از غذا بیدرنگ به کار میپردازد.
*پاسداران او را در روز سه چهار بار برداشته دستههای تازه به جای آنان میگمارند.*
هرگز در روز به خوشی و خوشگذرانی نمیپردازد. پیش از شامگاهان پس از پنهان شدن آفتاب به اندرون میرود. در آنجا از هر کاری وارهیده با سه چهار تن از همدمان و همنشینان خود به خوردن و نوشیدن نوشابه میپردازد. بیش از سه جام می نمینوشد و در این گونه بزمهای خودمانی با آزادی و خوشرویی و شوخی که در بیرون از او هیچ دیده نمیشود میگذراند.
Post #3566
93