نکتهی ۱۵- در آثارتان از کلیشهها و عبارات تکراری استفاده نکنید.
پرهیز از کلیشههای زبانی:
در واقع اینگونه عبارتها ساختار روایی داستان شما را پیش نمیبرند، چون برای انجام این کار بسیار بیمعنی و بیاحساس هستند. مثلاً شما میتوانید عباراتی بیمعناتر و پوچتر از این موارد مثال بزنید: «از خوشحالی میخواستم سکته کنم» یا «ناگهان احساس کردم جهان من در حال متلاشی شدن است». اگر شخصیت شما واقعاً آنقدر خوشحال است، از او بخواهید که بیاختیار شخصی را در آغوش بگیرد و سپس با صدای بلند بخندد. اگر هم اینقدر شدید ناراحت است برای مخاطب تعریف کنید چه اتفاقی افتاده است. مردم میتوانند تأثیر حسی رویدادهای مختلف را روی زندگی یک انسان درک کنند. اگر این موارد را توصیف کنید مخاطبان شما خیلی بهتر میتوانند با شخصیتهای داستان شما درگیر شوند.
هیچوقت توصیف صریح و صمیمی یک رویداد احساسی را با استفاده از یک کلیشهی زبانی به پایان نرسانید. اگر کار انتقال احساسات به مخاطب را درست انجام دادهاید، دیگر این فرایند پایان یافته است. نیازی به خلاصهنویسی مجدد نیست.
شخصیتهای داستانتان را حفظ کنید. شخصیتی که با آن کار میکنید ممکن است از نوع کلیشهای باشد، اما این دلیل نمیشود که به حضور او به شیوهای معمولی پایان دهید. نکته عجیب در مورد کلیشهها این است که مردم باهوش و اصیل آنها را به کار نمیبرند. اما پس از توضیح احساسی که شخصیت شما تجربه میکند و پس از در آغوش کشیدن دیگران توسط او، اگر جزو ویژگیهای شخصیتی و رفتاری او محسوب میشود، از او بخواهید که بگوید: «من اینقدر خوشحالم که میتونم اندازهی یک سال خونه را مرتب کنم و ظرفای کثیف رو بشورم». اما باز هم، فقط در صورتی که بروز این رفتار از شخصیت او محتمل و پذیرفتنی است.
#نوشتار_حسی #یک_جرعه_نویسندگی
❄️~|⚜️@novelsorena⚜️|~❄️
Post #3492
88
- ❤ 1
- 🔥 1