چالش #حس_نویسی
از لئونیا نویسنده ی خوب سورنا:
~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~
_ اطلاعات دریافتی امروز رو دسته بندی کردی؟
+ امروز چند تا ملاقاتی جدید داشتیم، پرونده هاشون تشکیل شدن، لیست رو به گزارش روزانه اضافه کردم.
_ دوازده نفر، پرونده های شماره پنج و یازده باید در دسترس باشن. بقیه رو حذف کن.
+ آه این خانم که داره میاد همسایه طبقه سومه.
_ باهاش معاشرتی داشتیم؟
+ نه به اون صورت فقط در حد سلام علیک.
_ برای سلام علیک زیادی دوره دستور لبخند و سر تکون دادن بده.
+ امروز یه پیام تو گروه دوستانه مون داشتیم. میخوان برن کنار رودخونه. شماره ۷۶ ازمون پرسید شرکت میکنیم یا نه.
_ بهش بگو داریم رو پروژه جدید شرکت کار میکنیم و وقت نداریم.
+ اما دفعه پیش هم همین بهونه رو آوردیم.
_ مگه مهمه؟
+ بهونه مهم نیست. اگه اینطوری پیش بریم دیگه دعوت نمیشیم این بار چندمه که دورهمی هارو رد میکنیم. اینطوری صرفا شماره های یک، دو و چهار رو تو لیست اطرافیان قابل معاشرت خواهیم داشت.
_ گوش بگیر ببین چی میگم دستیار شماره ۱۷، میدونی چرا ۱۶ تا دستیار قبلی حذف شدن؟
+ من.. من.. نمیدونم.
_ بخاطر همین درک ناقصشون.
+ درک ناقص؟
_ درسته درک ناقص. اما نگران نباش من بهت میگم برنامه چیه. تنها چیزی که مهمه رسیدن به اهداف تعیین شده س. باید فقط تو مسیر باشیم، حتی اگه به معنای از دست دادن چند تا آدمک باشه. پروتکل اصلی بر پایه حذف داده های اضافه س.
اگه کسی اومد سر راه فقط حذفش کن. برای مثال خداحافظ دستیار شماره ۱۷.
○ دستیار شماره ۱۸ اجازه ورود میخواد.
_ اجازه صادر شد.
_ دستیار شماره ۱۸ گزارش بده.
+ گزارش امروز به تاریخ....
~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~
#داستان_کوتاه
🕯~|⚜@novelsorena⚜|~🕯
Post #3221
83
- ❤ 6