داستان مدرن
داستان مدرن چه داستان کوتاه چه رمان درقرن بیستم با نظریه فروید که انسان ضمیر آگاه و ضمیر ناخوداگاه دارد شکل گرفت . در داستانهای مدرن برخلاف داستانهای کلاسیک و رئال مخاطب می تواند به هر دو آنها پی ببرد البته بیشتر نویسنده به ضمیرناخودآگاه شخصیتها می پردازد . چرا که بیشتر جنبه های درونی و ذهنی راوی یا شخصیت داستان را به نمایش می گذارد و راوی به صورت تک گویی درونی یا جریان سیال ذهن روایت می شود. جریان سیال ذهن یعنی اینکه یک نفر از درون ذهن خود صحبت می کند و با دیدن چیزی یا بویی به زمان گذشته بر می گردد و آن را تداعی معنا می کند . که در این گفتگوی درونی می توانددیگری هم صحبت کندو ذهن بیمارگونه و روانپریش شخصیت راروایت کند .
در این داستانها مثل داستانهای کلاسیک زمان خطی نیست درداستانهای کلاسیک و رئال زمان از گذشته تا آینده به صورت خط مستقیم روایت می شود ولی در داستانهای مدرن اینگونه نیست ونظم زمان یا مکان وجود ندارد. ممکن است در قسمتی از زمان حال را روایت کند و در قسمت بعدی برگردد به عقب و ممکن است اول آینده را توضیح دهد و این یک ساختار شکنی به عمد برای روایت داستانهای مدرن است که با بازیهای زبانی و استعاره و تشبیهات آن را روایت می کنند .کلمات در این داستانها جان دارند” مثلا باددستهایش را بلند کرد و او را نوازش کرد .”
در داستانهای مدرن روایت توسط یک یا چند نفر و حتی می توانداز زبان اشیا - جانوران - و هر چیز نامتعارفی مانند روح یا یک مرده روایت شود. تنهایی و مرگ و پوچی و انزوا و روانپریشی انسان مدرن درونمایه اصلی اینگونه داستانها است . قهرمانی دراین داستانها وجود ندارد و پایان داستان به صورت باز ومسکوت رها می شوند تا مخاطب خود پایان را بررسی و حدس بزند. به همین دلیل فیلمهایی که به این سبک ساخته می شوندبرای مخاطب عامه جذاب نیست.
#یک_جرعه_نویسندگی #داستان_مدرن
🌱…📄⚜@novelsorena⚜📄…🌱
Post #3130
110
- 🔥 2