TGViewer
ناول سورنا | SORENA NOVEL ناول سورنا | SORENA NOVEL @novelsorena · 310 subscribers
Post #3096 119
#معشوق_ارواح
#عشق‌و‌تباهی
#پارت_۵۲
#موخره
دو سال بعد از مرگ سایوان
راهارد در کلبه شمن، مقابل آیسین نشسته بود.
- یعنی می‌گی باید باز اجازه بدیم تا دخترامون قربانی بشن؟
- چاره‌ای نیست. نباید بذاریم ارواح بفهمن همون دروازه کوچیک هم که داشتن داره بسته میشه.
دستان راهارد
را گرفت و ادامه داد:
- نباید بزاریم فداکاری سایوان حروم بشه. سایوان خودش رو فدا کرد تا این دروازه رو برای همیشه ببنده فقط حساب نکرد این بستن چند سال طول می‌کشه.
دستان جوان را رها کرد و سمت پرده رفت.
- راهارد، من نهایتا یه چند روز دیگه زنده بمونم. من تلاش خودم رو کردم تا بذر شک رو تو قلب شاگردم بکارم اما تو باید اون بذر رو رشد بدی و شاگردم رو تو مسیر بیاری. باید کاری کنی که باور کنه من اون رو انتخاب کردم و خودش باید جانشینش رو انتخاب کنه.
سمت او برگشت و ادامه داد:
- تا اون موقع، دروازه کاملا بسته شده و دست ارواح از دنیای ما کوتاه میشه.
راهارد آرنج‌هایش را روی میز گذاشت و پیشانیش را به آن‌ها تکیه داد.
- از تو و سایوان متنفرم. هر دوتون همه چیز رو انداختین گردن من و خودتون سمت مرگتون رفتین و می‌رین.
آیسین لبخندی زد و دست روی شانه‌ی او گذاشت.
- ما رو ببخش پسرم. ولی ما وظیفه‌ی خودمون رو انجام دادیم. فقط تو موندی که وظایفت رو کامل کنی. بچه‌هات رو جوری بزرگ کن تا از پرستش ارواح دست بکشن و خالق حقیقی رو بپرستن. ستایش ما مهر و موم سایوان رو سست می‌کنه. نذار کارمون نصفه نیمه بمونه.
راهارد می‌لرزید و اشک‌هایش درون دستانش جمع می‌شد. بلند شد و شمن را در آغوش گرفت.
- خیلی نامردیه که من رو این‌جوری تنها می‌ذارین.
شمن هم او را در آغوش گرفت و پشتش را نوازش کرد.
- می‌دونم اما کاری از دست من ساخته نیست. راهیه که خودت تنها باید بری و بقیه رو هم همراه خودت کنی.
بازوهای او را گرفت و از خود جدایش کرد.
- تو پسر باهوش و توانایی هست. سایوان به تو و نفرتت از ارواح باور داشت و منم باور دارم. به باورمون خیانت نکن.
- نمی‌کنم.
گفت و از کلبه‌ی شمن رفت. دیگر او را تا روز ارواح و پس از آن در مراسم خاکسپاریش ندید.

🌱…📄⚜@novelsorena⚜📄…🌱
  • 🔥 2
  • 🥰 1
More from @novelsorena
  1. Oct 2, 2026سوگواری بهایی است که بابت شجاعت دوست داشتن دیگران می‌پردازیم #مسئله ی مرگ و زندگی #اروین_ی…
  2. Oct 2, 2026تمام عمر کسی جز مرا عصا نشناخت به اژدها که بدل شد دگر مرا نشناخت به قدری عاجز و افتاده ام…
  3. Oct 2, 2026چرا باید برای یک گذرانِ سالم و ساده، خود را در بحران‌های دروغ و دزدی دیوانه کنیم؟ #حسین_پن…
  4. Oct 1, 2026هوشنگ پس از کیومرث هوشنگ قهرمان پیروز تفرّد و خودیابی در شاهنامه است. او فرزند سیامک پسر ک…
  5. Oct 1, 2026#بیکلام ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
  6. Sep 30, 2026می‌گویم اما دردِ دل سربسته‌تر بهتر بغضِ گلوی مردها نشکسته‌تر بهتر... #حسین_زحمتکش ‌‌‌‌‌‌‌‌…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →