TGViewer
ناول سورنا | SORENA NOVEL ناول سورنا | SORENA NOVEL @novelsorena · 312 subscribers
Post #2964 311
۷ لحن پرکاربرد از انواع لحن در نویسندگی

نوع بیان هرکس معرف بخشی از شخصیت اوست. لحن نوشته هم پیام اصلی متن را به مخاطب می‌رساند. در این قسمت ۷ لحنی که بیشتر بین نویسندگان مورد استفاده است را با مثال بررسی می‌کنیم.

رسمی: این لحن بیشتر در کتاب‌های غیرداستانی که بار علمی دارند به کار می‌رود. این لحنی ساده و سرد است که احساسات در آن جریان ندارد. جمله‌ی زیر بخشی از کتاب ناخودآگاه جمعی و کهن‌الگو با موضوع روانشناسی است.

انسان اولیه با درونگرایی‌اش چنان تاثیر عمیقی بر ما داشته است که باید از مدت‌ها پیش حدس می‌زدیم که اسطوره، به چیزی وابسته به روح و روان اشاره دارد.»

غیررسمی: لحن صمیمانه‌ای دارد که به گفت‌وگوی روزانه نزدیک است. نویسنده برای این لحن از زبان محاوره استفاده می‌کند.

مثال: تکه‌ای از رمان الفبای لازاروس نوشته‌ی هادی تقی‌زاده:

گفتم: «خانه را به گند کشیدی!»
گفت: «درست است. هوا بارانی بود.» بعد کفش‌های آب‌چکان پرواز کردند و خودشان را کوبیدند به در آپارتمان و روی زمین افتادند.

شوخ‌طبع: برای تقویت این لحن، نویسندگان معمولاً از اصطلاحات خنده‌دار و کنایه‌ها کمک می‌گیرند و گاهی خارج شدن از چارچوب ادب را نیز چاشنی‌اش می‌کنند. ریچارد براتیگان از نویسندگانی است که شوخ‌طبعی ذاتی‌اش در تمام آثارش مشهود است. بخشی از کتاب صید قزل‌آلا در آمریکا:

داخل مستراح مثل صورت آدم بود و انگار داشت می‌گفت: «آن پیری که منو ساخته ۹۷۴۵ بار اینجا ریده و حالا مرده و من نمی‌خوام کس دیگه‌ای دستش به من برسه. اون آدم خوبی بود. منو با عشق و علاقه ساخت. تنهام بذار. من حالا یادگار اون ماتحت نازنینی‌ام که کلکش کنده شده. هیچ راز و رمزی اینجا نیست. برای همینه که در بازه. اگه ریدنت گرفته، مثل گوزن‌ها برو لای بوته‌ها.»

در بررسی انواع لحن در نویسندگی نوشته‌ی بالا لحن غیررسمی و صمیمی محسوب می‌شود.

شاعرانه: این لحن کمی به شعر نزدیک است و توصیف‌ها بیشتر وزن شاعرانه دارند. بیژن نجدی یکی نویسندگان معاصر است که به شاعرانگی لحن شهرت دارد. برای مثال داستان سه‌شنبه خیس او را می‌خوانیم:

سه‌شنبه خیس بود. ملیحه زیر چتر آبی و در چادری که روی سرتاسر لاغریش ریخته شده بود، از کوچه‌ای می‌گذشت که همان پیچ‌وخم خواب‌ها و کابوس او را داشت. باران با صدای ناودان و چتر و آسفالت، می‌بارید. پشت پنجره‌های دو طرف کوچه، پرده‌ای از گرمای بخاری‌ها آویزان بود و هوا بوی هیزم و نفت سوخته می‌داد.

مالیخولیایی: از ویژگی‌های این لحن پرش‌های کلامی، توصیف‌های گنگ و بی‌نظمی می‌تواند باشد. نمونه‌های داستانی زیادی مثل بوف کور صادق هدایت در ادبیات وجود دارد. در ادامه بخشی از این کتاب آورده شده است:

در این وقت شبیه یک جغد شده بودم، ولی ناله‌های من در گلویم گیر کرده بود و به شکل لکه‌های خون آن‌ها را تف می‌کردم. شاید جغد هم مرضی دارد که مثل من فکر می‌کند. سایه‌ام به دیوار درست شبیه جغد شده بود و با حالت خمیده نوشته‌های مرا به دقت می‌خواند. حتماً او خوب می‌فهمید، فقط او می‌توانست بفهمد. از گوشه چشمم که به سایه خودم نگاه می‌کردم می‌ترسیدم.

وهم‌آلود: لحن وهم‌آلود بیشتر در ژانرهای سورئال و رئالیسم جادویی به کار می‌رود. توصیف‌ها تنش‌زا و مرموز هستند و کلمات، دلهره ایجاد می‌کنند. برشی از کتاب ترس و لرز نوشته‌ی غلامحسین ساعدی:

زاهد به مردها گفته بود که کسی به دریا نرود و کسی دریا نرفته بود. عامله‌ها همه روی خشکی بود. جماعت دهل‌زده، تعویذ و دعا کرده بودند، فایده نکرده بود. همه چیز ناآرام بود و چیز بدی، شب‌ها، دریا را از درون به هم می‌زد و همه را می‌ترساند.

خسته: این لحن به اندازه‌ی ۶ شماره‌ی قبل پرکاربرد نیست. با کش‌آمدن جمله‌ها و به کار بردن کلمات بلند و نفس‌گیر این لحن به وجود می‌آید. در ادامه بخشی از داستان ظهر گرم تیر اثر ابراهیم گلستان آورده شده است:

می‌دانست که تاکنون راهی دراز آمده است که پشت سر او دور می‌شود و دورتر می‌رود و کوچه‌ها و خیابان‌های دور‌دست آن درهم پیچیده‌اند و ایستاد و سربرگرداند و راه را دید که سوی بار می‌آید و پای بار می‌ماند و بار، کنار چشم‌انداز گرم، با هیکل بلند و پفال، بر ارابه استوار، درون خشک و دربسته و پوشش لعابی سفیدش از هر چیز آنسوی‌تر برتر می‌نمود.

البته انواع لحن روایت در داستان محدود به این هفت نمونه نیست و بررسی و شناخت لحن در داستان یک نوشته می‌تواند همزمان چند لحن را با هم منتقل کند. درست مثل وقتی که همزمان غمگین و امیدوار هستیم.

#یک_جرعه_نویسندگی #لحن_در_داستان

🌱…📄⚜@novelsorena⚜📄…🌱
  • 🔥 2
More from @novelsorena
  1. Sep 26, 2026«می‌میریم و نمی‌فهمیم چه کسی بوده ایم» 👤آلن دوباتن #نقل_قول ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌⚜~|📖@novels…
  2. Sep 26, 2026«امّا چگونه می‌توان رنجی ناشناختنی را که مانند ابر هر لحظه تغییر رنگ می‌دهد و همچون باد می…
  3. Sep 25, 2026Post #6312
  4. Sep 25, 2026مشکل این دنیا این است که احمق ها از خود مطمئن، مانند خروس های حیاط مغرور هستند؛ در حالی که…
  5. Sep 25, 2026👤 سنت آگوستین ما انسان‌ها ضعیف‌تر از آنیم که حقیقت را تنها با عقل و منطق خود کشف کنیم. #ف…
  6. Sep 23, 2026بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشک…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →