توجه به قدرت کلمهها و بکارگیری آنها در قالب نامه
شاید نامه نوشتن برای بعضیها جذابیت زیادی نداشته باشد اما نامه خواندن همیشه جذاب است. خصوصاً نامهای که فردی به جز ما و برای دیگری نوشته است یکجور حس کنجکاوی خوب و تجسس شیطنتبار دارد که باعث میشود وقتی نامه میخوانیم روی تکتک کلمات آن دقت کنیم.
نویسندهای میتواند خوب بنویسد که به کلمات عشق بورزد؛ نهتنها بر تکتک کلماتی که مینویسد تمرکز داشته باشد که برای تأثیرگذاری بیشتر، آنها را در قالبی که برای خواننده جذابتر است، استفاده کند.
این بخشی از نامهای است که به بهانۀ آن، نویسنده به شرح و توضیح شخصیتهای داستان میپردازد:
«چه خوشاقبالم که زانو به زانوی او نشستم و علم آموختم. بله، من طلبۀ طلبهام شدم. چنان بااستعداد، چنان ممتاز و چنان استثنایی بود که همه چیز را آموخت و من چیزی برای آموختن به او نداشتم و این بار من شروع به آموختن از او کردم. خود مولوی صاحب هنری است که در کمتر عالمی میتوان سراغ کرد: توانایی شکافتنِ پوستۀ دین و بیرون کشیدنِ جوهر جهانشمول و ابدی.
بدانید که این فقط نظر من نیست. مولوی پنج شش سال بیشتر نداشت که هنگام عبور از نیشابور شیخ عطار دربارۀ او به پدرش چنین گفت: این فرزند را گرامی بدار. زود باشد که از نَفَس گرم آتش در سوختگان عالم زند.»
به این ترتیب میتوان گفت با رویهای دوسویه مواجه میشویم:
برای به نمایش گذاشتن قدرت کلمات میتوان از سبک و سیاقی دلنشین و جذاب استفاده کرد؛ با استفاده از این سبک که قدرت برقراری ارتباط با خواننده را در خود دارد، توضیحات تکمیلی برای هر چه بهتر رساندن مفهومی که در ذهن نویسنده هست ارائه میشود.
از طرفی میتوان گفت استفاده از سبک مناسب، زیبایی کلمات را بیشتر به نمایش میگذارد. چون به عنوان خواننده، مفهوم ذهنی نویسنده را در قالب نامه میخوانیم آن را بهتر درک میکنیم و رابطۀ احساسی عمیقتری با آن برقرار میکنیم.
#یک_جرعه_نویسندگی
#ملت_عشق
☕️…❄️⚜@novelsorena⚜❄️…☕️
Post #2801
253
ناول سورنا | SORENA NOVEL یک جرعه نویسندگی مضمون کتاب ملت عشق سرشار از پند و اندرز است اما وقتی آن را میخوانید به هیچ عنوان این حالت نصیحتگونه و هدایتگر را احساس نمیکنید. توصیهها در عین حال که شفاف و روشن بیان شدهاند، مستقیم رو به خواننده نیستند و این فضا را ایجاد میکنند…