افسانه های ایرانی (مانویان)
مهر ایزد
پس از زمانی هرمزد به خود آمد و خود را مغلوب و بیکس و بییاور یافت. از قعر جهان تاریکی خروش برآورد و از مادر خود که یکی از خدایان و آفریده زروان بود یاری خواست. خروش هرمزد جان گرفت و از پایگاه دیوان تا بارگاه خدایان را در اندک زمانی پیمود و پیام هرمزد را به مام وی رسانید.
مام هرمزد نزد زروان رفت و سر فرود آورد و گفت: «ایشهریار جهان روشنایی، فرزندم هرمزد را یاری کن که شکسته و بییاور در دست دیوان اسیر است.»
آنگاه زروان برای رهایی هرمزد، خدایان دیگر از خود پدید آورد. «مهر ایزدی نیرومندترین این خدایان بود. مهر ایزد برای نجات هرمزد به مرز جهان تاریکی روان شد و وی را ندا داد. چون از هرمزد پاسخ رسید. برای پیکار با دیوان پنج فرزند از خود پدید آورد که نبرده ترین آنان «ویس بد» بود.
ویس بد سلاح پوشید و به فرمان مهر ایزد به پیکار دیوان رفت و به زودی آنان را در هم شکست و در زیر پا نرم کرد و پوست از تنشان جدا ساخت. بسیار از دیوان را نیز در آسمانها به زنجیر کشید.
#داستانهای_باستان
🪔… 📜⚜@novelsorena⚜📜…🪔
Post #2689
162
ناول سورنا | SORENA NOVEL افسانه های ایرانی روشنایی و تاریکی در آغاز، جهان ما نبود. تنها دو گوهر بود: گوهر روشنایی و گوهر تاریکی. گوهر روشنایی زیبا و نیکوکار و دانا بوده و گوهر تاریکی زشت و بدکار و نادان، قملرو روشنایی در شمال بود و پایان نداشت. قلمرو تاریکی در جنوب بود و به قلمرو…
- 👍 3
- 🔥 3