TGViewer
ناول سورنا | SORENA NOVEL ناول سورنا | SORENA NOVEL @novelsorena · 311 subscribers
Post #2268 164
#برخورد_سه_جهان
چپتر چهارم-پارت پنجم
نویسنده:تاج سیاه

به راهم ادامه میدادم و از توی کوچه پس کوچه های مختلف رد میشدم.همینطور تو فکر این بودم که چه خاکی تو سرم بریزم که یه صدای جیغ زنی رو شنیدم.ترسیدم.واقعا ترس رو توی قلبم حس کردم چون صدای جیغ اون زن هم پر از ترس و وحشت بود.میخواستم فرار کنم ولی توی اون دنیا متروکه جایی رو واسه فرار نداشتم.آروم جلوی دهنم رو گرفتم تا بتونم نفس هام رو کنترل کنم.آروم به سمت اول کوچه رفتم و به آرومی داخل کوچه رو نگاهی انداختم.چیزی که میدیدم رو باور نمیکردم.توی تمام زندگیم دیده بودم که شیاطین انسان هارو بکشن و سلاخی کنن اما اینکه یه انسان،انسان دیگه رو بکشه،خب واسم قابل درک نبود. درسته توی دنیای خودم هم دیده بودم که انسان ها همدیگه رو بکشن ولی هنوز واسم جا نیفتاده بود.یه زن با صورت وحشت زده اونجا دراز کشیده بود و در حالی که خون زیادی از گلوش جاری بود خر خر میکرد.یه مرد که لباس های قدیم انگلیسی و یه کلاه تاپ هت سرش بود و بالای سرش ایستاده بود.پشتش به من بود و چیزی که به نظر یه چاقو بود رو با یه دستمال سفید رنگ تمیز میکرد.داشتم از ترس عرق میریختم مبادا من رو ببینه.نمیتونستم درک کنم.آخه چرا؟چرا یه انسان باید همنوع خودش رو میکشت.واسم قابل درک نبود.این....این دنیا درست نبود.این دنیایی نبود که من میشناختم.مگه دنیای قبل از شکست حصار پر از صلح نبوده.پس چرا اینجا...
.نه یه چیزی درست نبود.باید با بیشترین سرعتی که داشتم از اونجا دور میشدم.باید سریعا فرار میکردم.آروم چرخیدم و پا به فرار گذاشتم.همینطور نفس نفس میزدم و میرفتم.آه یه چیزی درست نبود.خیلی از اسکله فاصله نداشتم ولی انگار مدت زیادی بود که میدویدم.میخواستم هر چه سریع تر به اسکله برگردم.تازه فهمیدم که مشکل کجاست.داشتم دور خودم میچرخیدم.دوباره به سر همون کوچه قبلی برگشتم.یه چیز اینجا درست نبود.انگار میخواست من دوباره به اون کوچه برگردم.چند بار دیگه سعی کردم از راه های مختلف فرار کنم ولی آخرش به همون کوچه برمیگشتم.چاره ای نبود.اگه کار به جاهای باریک میکشید از جادو هام استفاده میکردم.یه نفس عمیق کشیدم و وارد کوچه شدم.تمام جرئتم رو جمع کردم تا صداش بزنم ولی انگار خودش متوجه حضورم شده بود.
-همممم،پس بالاخره تصمیم گرفتی وارد کوچه بشی،ساکاموتو کیلالا.
یه شوک قوی بهم وارد شد.داشتم از ترس سکته میکردم.چطوری؟آخه چطوری اسم من رو میدونست؟یعنی تمام مدت میدونست من اونجام؟.تمام دل و جرئتم رو جمع کردم و سعی کردم خونسرد به نظر بیام.
-ت....تو کی هستی؟چرا اون زن رو کشتی؟مگه تو انسان نیستی؟
-همممم.مگه تا حالا ندیدی یه انسان،انسان دیگه رو بکشه؟
-چ...چرا دیدم ولی هنوز واسم جا نیفتاده.آخه چرا انسان ها باید همو بکشن.
-بگو ببینم از چه سالی اومدی؟
منظورش چی بود.یعنی من توی زمان سفر کرده بودم؟
-سال 2036.
یه سوتی کشید وچونش رو خاروند.یه مرد تقریبا در دهه 30 زندگیش بود.یه سبیل بلند قهوه ای رنگ داشت و چشماش.چشمای یه قاتل بودن.نه هر قاتلی.این یکی یه جوری بود.چشماش رو بست و تا 10 ثانیه هیچ حرفی نزد.بعد چشماش رو باز کرد.
-خب،خب.بی ادبی من رو ببخشین که خودم رو معرفی نکردم.یه نگاهی به سالی که توشی انداختم.زیاد دنیای جالبی نیست.همش پر از شیاطین و فرشته.من با کشتن انسان ها بیشتر حال میکنم.اسم من جک قاتل(jack the ripper)است.
تعظیمی کرد و با لبخندی کج و کوله ای رولبش ادامه داد.
-و من جد شما هستم.
یه دفعه خشکم زد.امکان نداشت.نه،نه امکان نداشت خون اون توی رگ های من باشه ت.....اون موقع بود که فهمیدم اوضاع از چه قراره.در ضمن اون قیافه رو شناختم.برادرم عکس هاش رو بهم نشون داده بود و دربارش بهم گفته بود.جک قاتل،معروف ترین قاتل سریالی قرن 18 در لندن.من،من در حال اجرای مراسم خون باستانی بودم.و..و باید اسلحم رو از این قاتل میگرفتم.آخه چطور ممکن بود که خانواده ما از یه قاتل حرفه ای باشن.

@novelsorena
  • 👍 3
More from @novelsorena
  1. Sep 28, 2026بیایید به تحلیل چند قهرمان شاهنامه بپردازیم: کیومرث شخصیت هایی که در شاهنامه میتوانند قهرم…
  2. Sep 28, 2026‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
  3. Sep 27, 2026شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید. همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیر…
  4. Sep 26, 2026«می‌میریم و نمی‌فهمیم چه کسی بوده ایم» 👤آلن دوباتن #نقل_قول ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌⚜~|📖@novels…
  5. Sep 26, 2026«امّا چگونه می‌توان رنجی ناشناختنی را که مانند ابر هر لحظه تغییر رنگ می‌دهد و همچون باد می…
  6. Sep 25, 2026Post #6312
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →