TGViewer
ناول سورنا | SORENA NOVEL ناول سورنا | SORENA NOVEL @novelsorena · 312 subscribers
Post #2002 168
#برخورد_سه_جهان
چپتر دوم-پارت چهارم
نویسنده:تاج سیاه

کوروساکی ایبارو،سر دسته گروه گشتی سازمان لست کال
هممون پشت یکی از دیوار های اون فاحشه خونه پناه گرفته بودیم.باید طوری داخل میشدیم که اون پادگان شیاطین متوجه ما نشن.طبق اطلاعاتی که از گروه شناسایی گرفته بودیم هر روز ساعت 14:40 بعد از ظهر یه گروه واسه خوشگذرونی به اون جا میومدن و نگهبان ها رو مهمون میکردن واسه همین بهترین زمان واسه ما بود که به اون جا نفوذ کنیم.من کوروساکی ایبارو سرگروه گروه گشتی شماره 49 بودم.ماموریتم پاکسازی اون فاحشه خونه و آزاد کردن آدمایی که اونجا اسیر بودن بود.متاسفانه اطلاعاتی از داخل ساختمون در دسترس ما نبود، واسه همین باید با نهایت محتاطی نفوذ میکردیم.ساعت 2:38بود.یه گروه شیاطین سطح پایین 5اونجا بودن.مطمئناً همون گروه خاص بودن.با دستم به افراد پشت سرم علامت دادم که منتظر باشن.اونا به اون 2 نگهبان رسیدن و شروع به تکلم کردن. به یه زبان عجیب حرف میزدن که احتمال زیاد لاتین باستانی بود،ولی خب تقریبا میشد حرف هاشون رو فهمید چون یکی از آموزش های لست کال،یاد گرفتن زبان لاتین بود.«امروز هم مثل همیشه همون سفارش همیشگی رو میخوایم.»
-حتما امروز محموله جدیدی واسمون رسید،حتما دخترای خوبی توشون هست.
-عالیه دخترای انسان همیشه پوست نرم و لطیف تری از شیاطین مؤنث داشتن.
-خب وقت تلف نکنین برین تو و مشتلق ما هم فراموش نشه.
-حتما، بیاین بریم داخل.
اون حیوون های عوضی،دلم میخواست همین الان تفنگم رو دربیارم و به سر همشون شلیک کنم،ولی متاسفانه ماموریت در درجه اولویت بالاتری قرار داشت.
اون نگهبان ها به داخل رفتن.دستم رو به علامت دنبالم بیاین چرخوندم و به افرادم فهموندم که دنبالم بیان.هممون آروم به داخل ساختمون قدم گذاشتیم.
-آیا،ریتو شما دو تا حواستون به لابی باشه.ریسا،ساوادا شما دو تا هم نگهبانی ورودی رو بدین.تویا و سوبارو شما دو تا هم با من بیاین. میریم اتاق ها رو بازرسی کنیم.کپسول های آب مقدستون و مهماتتون رو چک کنید،حواستون باشه ضامن تفنگ هاتون رو حالت آماده باش باشه.اگه یه وقت اوضاع به هم ریخت روی دستگاه هشدارتون 3 بار ضربه بزنید،در ضمن دستگاه هشدارتون رو واسه مواقع اضطراری روشن بزارید ولی صداش رو قطع کنید.اولویت اول اینه که ماموریت رو بدون سرو صدا تموم کنیم.فقط در مواقع ضروری از تفنگ هاتون استفاده کنید.سوالی نیست؟
-نه قربان
-همه چی مفهومه؟
-بله قربان
-در ضمن زنده برگردید،این یه دستوره
همشون با لبخند ملایمی جواب دادن:حتماً قربان

#برخورد_سه_جهان
@novelsorena
More from @novelsorena
  1. Sep 27, 2026شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید. همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیر…
  2. Sep 26, 2026«می‌میریم و نمی‌فهمیم چه کسی بوده ایم» 👤آلن دوباتن #نقل_قول ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌⚜~|📖@novels…
  3. Sep 26, 2026«امّا چگونه می‌توان رنجی ناشناختنی را که مانند ابر هر لحظه تغییر رنگ می‌دهد و همچون باد می…
  4. Sep 25, 2026Post #6312
  5. Sep 25, 2026مشکل این دنیا این است که احمق ها از خود مطمئن، مانند خروس های حیاط مغرور هستند؛ در حالی که…
  6. Sep 25, 2026👤 سنت آگوستین ما انسان‌ها ضعیف‌تر از آنیم که حقیقت را تنها با عقل و منطق خود کشف کنیم. #ف…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →