TGViewer
صفر‌تا‌صد|رمان‌وارش💕🌬 صفر‌تا‌صد|رمان‌وارش💕🌬 @novel_varesh7 · 518 subscribers
Post #2548 17
صفر تا صد
قسمت ۱۳۰

کاری که دنیز کرده بود کمتر از دیوانگی نبود. شاید بابت این اشتباهات رهام از او دلخور بود اما تا حدی هم به او حق می‌داد.
حق می‌داد که نگران مادرش باشد.
حق می‌داد که از داشتن این همه استرس خسته شده باشد.
حق می‌داد که این بی‌خبری او را کلافه کرده باشد.
در عین حال بی‌نهایت نگران او بود. هر چقدر پوریا اصرار کرد رهام قانع نشد. وسایلش را جمع کرد و به طرف تهران راه افتاد. در بین راه حتی با پرهام هم مشورت کرد.
پرهام بیچاره هم دو دل بود. نمی‌دانست واقعا باید چه مشاوره‌ای به رهام بدهد. از طرفی نگران حال برادرش بود و از طرفی هم نگران دنیز.

پرهام پیشنهاد داد: داداش می‌خوای من برم پیش پوریا؟ از منو کمتر می‌شناسن تا تو. اونا دقیقاً دنبال تواند. اگه پیدات کنن و بگیرنت راحت‌تر می‌تونن دنیز رو تهدید کنن و تحت فشار بذارن!

رهام: دلم آروم نمی‌گیره همین جا بشینم هیچ کاری نکنم. نگرانشم!

پرهام جز سکوت چیزی برای گفتن نداشت.

رهام آرام گفت: کاش حداقل به من می‌گفت می‌خواد بره تهران... .

پرهام: یعنی هیچ وقت ازت نخواسته بود که از مادرش بهش خبر بدی؟ بعد اگه بهت می‌گفت تو اجازه می‌دادی؟ قطعاً که نه! زمینو به آسمون می‌دوختی که جلوشو بگیری! رهام الان به این چیزا نباید فکر کنی! باید بشینیم فکر کنیم چه جوری دنیزو از اونجا بکشیم بیرون! دادگاه فراش تشکیل شد؟ به کجا رسیدن اونا؟!

رهام از ته دل آه کشید: اگه اونا به یه نتیجه‌ای رسیده بودند، اگه اون دادگاه کوفتی درست حسابی رای داده بود، من الان انقدر غصه نداشتم!

پرهام چی داری میگی؟ واضح حرف بزن بفهمم!

رهام: رفتن برای تجدید نظر. ظاهرا دارن تبرئه میشن یه جوری صحنه سازی کردن که انگار همه این اتفاقات یه پاپوش بوده از طرف یه نفر دیگه. احتمالاً الان که دنیز پیش اون‌هاست می‌خوان تکلیف اموالشون رو مشخص کنن. اونا تبرئه میشن آخرش حسم اینو بهم میگه! نمی‌دونم الان دنیز داره چیکار می‌کنه. نمی‌دونم این چه قانونیه! نمی‌دونم خدا دقیقاً کجاست که همه این بلاها داره سر ما میاد! و اونی که باید مجازات بشه داره تبرئه میشه!

پرهام سکوت کرد. رهام هم همینطور. بعد از اینکه چند ثانیه گذشت، پرهام پرسید: یه سوالی می‌خوام ازت بپرسم ولی ناراحت نشو. راستشو بهم بگو. رهام تو هیچ چشمی به اون اموال نداری؟ به هر حال اونا حق دنیزه و اگه به دنیز برسه انگار به تو رسیده! از طرفی اینا کلی بلا سر من و تو آوردن تو هیچ انگیزه‌ای برای اینکه ازشون انتقام بگیری نداری؟ می‌خوای ببخشیشون؟

رهام پوزخند زد: چیو ببخشم؟
چه جوری ببخشم؟
همه اون بلاهایی که سر تو اومد رو ببخشم؟!
همه اون زجر و آزاری که سر خودم اومد و ببخشم؟!
گریه‌ها با افسردگی دنیزو ببخشم؟!
شرمندگی بابا و بی‌آبرو شدن مامان رو ببخشم؟!
سکه پول شدن جلوی خانواده دنیزو ببخشم؟!
این همه از در و دیوار نفرین و فحش خوردم رو ببخشم؟!
اینکه آرزوها و زندگی تو به فنا رفت رو ببخشم؟!
اینکه این همه مدت ما را از هم جدا کرده بودند رو ببخشم؟!
دقیقاً چیو ببخشم؟!
منم نمی‌خوام ببخشم پرهام... ولی می‌ترسم آخرش مجبور بشم ببخشم!


╰┈➤@novel_varesh7 🌊
More from @novel_varesh7
  1. Sep 30, 2026- تـو، سرزمینِ من هستی و من، آبادی‌ِ تو!(:🩵🌱'
  2. Sep 30, 2026نگاه به هارتو پورتم نکن عزیزم، بنده کمتر از گل بشنوم میشینم گریه میکنم... لباسم لای در گیر…
  3. Sep 30, 2026کل تلگرامت شده پروکسی دریغ از اینکه یکیش وصل باشه؟! من خودم با پروکسیای اینجا فول وصلم :)…
  4. Sep 29, 2026اگه بهم راستشو بگی احتمالا عصبانی میشم ولی باهاش کنار میام، اما اگه دروغ بگی دیگه هیچوقت ب…
  5. Sep 29, 2026🪐The quietest hearts often carry the loudest stories. 🪐آرام‌ترین قلب‌ها اغلب پرهیاهوترین…
  6. Sep 29, 2026زن ها : جزئياتى رامى بينند ، كه مردها حتى فكرش راهم نمى كنند ، انها عشق را در رفتار ها مى…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →