ما همیشه فکر میکنیم رفتن یعنی شکست خوردن.
فکر میکنیم اگر نتونستیم چیزی رو نگه داریم، حتما ی جایی کم گذاشتیم. اگر کسی از زندگیمون رفت، شاید باید بیشتر میموندیم، بیشتر تلاش میکردیم، بیشتر صبر میکردیم.
از بچگی یادمون میدن که باید دووم بیاریم، ادامه بدیم و تا آخرش بجنگیم. انگار هر چیزی که نیمهکاره رها بشه، حتما نشونهی کم آوردنه.
برای همین خیلی وقتا میمونیم؛نه چون هنوز میخوایم، فقط چون از رفتن میترسیم.
از اینکه دیگران بگن نتونست.
از اینکه خودمون فکر کنیم کم آوردیم.
از اینکه مجبور بشیم قبول کنیم چیزی که براش وقت گذاشتیم، قرار نیست تا آخر باهامون بمونه.
اما چرا همیشه موندن رو شجاعت میدونیم و رفتن رو شکست؟
شاید چون بیشتر از اینکه یاد گرفته باشیم چه وقت باید رها کنیم، یاد گرفتیم برای نگه داشتن بجنگیم؛ برای نگه داشتن یک رابطه، یک شغل، یک جایگاه، حتی تصویری که دیگران از ما دارن.
اونقدر به «ادامه دادن» افتخار میکنیم که یادمون میره بپرسیم:ادامهی چی؟
وقتی چیزی دیگه شبیه قبل نیست، وقتی هر بار موندنت بیشتر از قبل خستهت میکنه، شاید وقت رفتنه.
نه چون دیگه دوست نداری.
نه چون برات مهم نیست.
فقط چون فهمیدی نمیتونی برای نگه داشتن چیزی، خودت رو از دست بدی.
قرار نیست هر چیزی که شروع کردیم، حتما تا آخر ادامه پیدا کنه. بعضی راهها رو باید نیمهکاره گذاشت، بعضی درها رو باید بست؛ نه چون شکست خوردیم، چون فهمیدیم ادامه دادن همیشه به معنی جلو رفتن نیست.
یه وقتایی فقط داریم دور خودمون میچرخیم.
شاید بزرگ شدن فقط این نباشه که یاد بگیریم برای خواستههامون بجنگیم؛ بلکه اینه که بفهمیم برای چه چیزهایی دیگه نباید بجنگیم.
و شاید سختترین قسمتِ رفتن این باشه که تا مدتها فکر کنی اشتباه کردی. با خودت بگی شاید اگر بیشتر صبر میکردم، اگر یک بار دیگه تلاش میکردم، همهچیز دوباره مثل قبل میشد.
اما همیشه قرار نیست چیزی به قبلش برگرده.
بعضی چیزها تموم میشن، چون دیگه جایی برای ادامه دادن ندارن. بعضی آدمها میرن، چون موندنشون دیگه به نفع هیچکدوم نیست.
و شاید یه روز، وقتی از دور به همهچیز نگاه میکنی، بفهمی رفتنی که اون موقع برات سختترین تصمیم دنیا بود، همون چیزی بود که بیشتر از همه بهش احتیاج داشتی.
شاید بفهمی قرار نبود همهچیز رو نگه داری. قرار نبود برای هر چیزی تا آخر بجنگی. بعضی چیزها فقط سهمی از زندگیت بودن، نه تمام زندگیت.
نه همهی رفتنها از سرِ بیتفاوتیاند،
نه همهی موندنها از سرِ عشق.
بعضی وقتا آدم فقط میره؛نه چون کم آورده،
چون بالاخره فهمیده بعضی چیزها رو نمیشه با بیشتر موندن، نجات داد.
-آتنــا
Post #1437
3
Forwarded from نورِ درونم (atena)