فقط یک نقشه روی کاغذ نبود
دردی بود، که میخواست تکهتکه
این خاک را از دلِ خودش جدا کند
هر گوشه،صدایی
هر صدا ،ادعایی
و ایران،در آستانهی شکستن…
در میان این همه «من»
مردی ایستاد که خودش را کنار زد
«محمد بروجردی »
تا حقیقت بماند؛
نه برای نام، نه برای سهم،نه برای قدرت
او آرام گفت:
«من خرج امام میشوم،نه امام خرج من»
و همین یک جمله ،مرز او را با همه چیز روشن کرد
وقتی تجزیه ،لباسِ فریب پوشیده بود
وقتی دشمن ،از درون حرف میزد
او ایستاد ،بیهیاهو،بیطلب، با دستی خالی و دلی پُر
گفت:
من سربازِ آن مَرد واین مملکتم
این را که دیگر نمیتوانند از من بگیرن
در سختترین لحظهها
باز هم گفت:
«صبور باش…»
صبور باش چون این خاک با سربازها زنده میماند ،نه با مدعیها
صبور باش ؛
ایران ، از این زخم هم عبور میکند
«غریب»#غریب
روایت مردی ،که نخواست بزرگ دیده شود
اما بزرگ ماند
چون خودش را
خرجِ ایمانش کرد
خرجِ مردمش
خرجِ ایرانش…
#حماسه_فراموش_نشدنی
🇮🇷@NMBSBMU