ادامه متن:
داستان بحران اقلیمی، برای تیزترین گوشها، اولینبار، بیش از سی سال پیش شروع شد. فکر میکردیم تغییرات بهآهستگی و در آیندۀ دور رخ خواهند داد. «دوران نوههای ما» تعبیر رایج بود. ماجرا برایمان پیچیده، نامرئی، چندوجهی، جهانی و دور از دسترس مینمود، داستانهایش هم چنین بودند. تبدیل چنین داستانی به دغدغهای عمومی و همهگیر میان مردم بسیار دشوار به نظر میرسید. اما بههر ترتیب، این پیروزی بزرگ امروز به دست آمده است.
مؤسسه تحقیقاتی پیو، بعد از تحقیقی در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد که بیش از دو سوم مردم آمریکا خواهان توجه بیشتر دولت به مسائل اقلیمیاند. اما داستانهای قدیمی هنوز به ما میگویند اکثریت مردم توجهی به بحران اقلیمی ندارند. روایت راستهای افراطی که تغییرات اقلیمی را از بیخوبن انکار میکنند، حالا منسوخ و حاشیهای است، ولی ما به داستانهای بهتری نیاز داریم تا بتوانیم این تغییر شرایط عظیم را واضحتر درک کنیم. «سبزشویی» از خصوصیات وضع جدید است. شرکتها امروز میدانند که باید خودشان را دوستدار محیطزیست نشان دهند و همین باعث میشود تا فرقگذاشتن بین دوست و دشمن سختتر از گذشته شود. چرا که حالا در کنار فعالان جنبش اقلیمی، شرکتهای نفتی هم برای ساختن روایتهای خودشان به میدان آمدهاند.
آیا راهحلی وجود دارد؟ آیا تأمین انرژی برای همۀ انسانها بدون سوخت فسیلی ممکن است؟ فعالان اقلیمی در ابتدای هزارۀ جدید به سختی میتوانستند به این سوالات پاسخ مثبت دهند. بدبینیِ تنیدهشده در داستانِ راهحلها از اینجا آمده است، اما امروزه در جای دیگری ایستادهایم. آنچه بیستسال پیش ناممکن به نظر میرسد، امروز تصمیمی سیاسی است. ولی داستانهایمان برای نشاندادن این تغییر کافی نبودهاند. یکی از پرتکرارترین داستانهایی که میشنوم، ضربۀ مهلکی به ما میزند. این داستان میگوید «اگر نتوانیم همهچیز را بِبَریم، همهچیز را میبازیم». اگر نظم فعلی رو به تباهی میرود، کل سیستم فروخواهد پاشید، بدون آنکه جایگزینی وجود داشته باشد. اما هر مورخی میتواند به ما یاد دهد که چنین نیست. کافی است فقط پنجاهسال به عقب بازگردید، تا ببینید دنیا چنان جای عجیبوغریبی بوده است که امروز برایمان تصورش هم دشوار است. بریتانیا تا پایان دهۀ ۱۹۶۰، تقریباً کل انرژیاش را با زغالسنگ تأمین میکرد. آن روز اگر از خوشبینترین آیندهنگران هم میپرسیدید اگر سوزاندن زغالسنگ ممنوع شود، چه میشود؟ میگفت کل سیستم فروخواهد پاشید. اما امروزه چنین است، بدون آنکه فروپاشی رخ داده باشد. تغییر یکشبه اتفاق نمیافتد، و پیروزی در یکی از آن نبردهای حماسی هالیوودی رخ نمیدهد که در یک لحظه، نیروهای شر برای همیشه شکست بخورند و بعد از آن جشن بگیریم و خوشبخت شویم.
تغییر بیشتر شبیه یک مسابقۀ رالی طولانی است. آنکه جلوتر از همه است، ناگهان از دور خارج میشود، آنکه کسی انتظارش را ندارد، ناگهان پیش میافتد، قهرمانان تازه از راه میرسند و تصورات پیشین ما را به هم میریزند.
خیلیها میگویند دنیا رو به نابودی است؛ ولی بهندرت دانشمند تراز اولی را پیدا میکنید که چنین اعتقادی داشته باشد. حتی روزنامهنگاری مثل دیوید والاسولز که شهرتش را مدیون کتاب بسیار بدبینانهاش دربارۀ آیندۀ اقلیمی است، میگوید آینده همیشه چیزی در میانۀ طیفِ بهترین و بدترین سناریوهای ممکن است.
آنچه امروز عمیقاً به آن نیاز داریم، داستانهای جدیدی است دربارۀ اینکه واقعاً چه کسانی مسئول بحران اقلیماند؟ داستان قدیمی میگوید «همۀ ما مسئولیم»، اما واقعیت است که در سختگیرانهترین سیاستهای زیستمحیطی هم اکثر مردم لازم نیست تغییر زیادی بکنند، فقط اقلیتی از جمعیت باید تغییرات بزرگ را بپذیرند. طبق گزارش اکسفام، اثر تخریبی یک درصد ثروتمندترین آدمهای روی زمین، طی ۲۵سال گذشته، دو برابر اثر تخریبی ۵۰درصدِ کل جمعیت ساکن در قاعدۀ هرم توزیع درآمد بوده است. ما به داستانهای ظریفتری نیاز داریم تا بدانیم همهچیز در جتهای خصوصی و مصرف شخصی خلاصه نمیشود. کنشگر محیطزیستی، بیل مککابین، چند ماه پیش، در تحلیلی درخشان نشان داد اگر پولتان را در یکی از بانکهایی که عمدهترین سرمایهگذاریها را در زمینۀ سوختهای فسیلی انجام میدهند، سپردهگذاری کردهاید، احتمالاً حساب پسانداز دوران بازنشستگیتان چندین برابر خودتان در حال تخریب محیطزیست است. ما به داستانهای پیچیدهتری نیاز داریم تا بتوانیم کلاف درهم پیچیدۀ پول، قدرت و منفعت را از هم باز کنیم و از دغدغههای فردی فراتر رویم. مصرفکنندگان اخلاقی به نفع جنبش اقلیمیاند، اما آنچه تعیینکننده است، «شهروند دغدغهمندی» است که فریب داستانهای ساده را نمیخورند.
برگرفته از سایت انتشارات «ترجمان علوم انسانی»
کانون محیطزیست دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل. 🌱
Post #32
452
کانون محیط زیست نوشیروانی اگر داستان بهتری بگویی، بازی را عوض کردهای ربکا سولنیت، نویسنده و فعال محیطزیست، از شرایط جدید و داستانهای قدیمی جنبش اقلیمی میگوید. ⏳مدت زمان مطالعه ۷ دقیقه. ربکا سولنیت،گاردین— هر بحرانی، تا اندازهای بحران «قصهگویی» نیز هست. این مسئله دربارۀ بحران…
- ❤ 6