اگر داستان بهتری بگویی، بازی را عوض کردهای
ربکا سولنیت، نویسنده و فعال محیطزیست، از شرایط جدید و داستانهای قدیمی جنبش اقلیمی میگوید.
⏳مدت زمان مطالعه ۷ دقیقه.
ربکا سولنیت،گاردین— هر بحرانی، تا اندازهای بحران «قصهگویی» نیز هست. این مسئله دربارۀ بحران اقلیمی هم بهاندازۀ دیگر بحرانها مصداق دارد. ما گرفتار داستانهایی میشویم که اجازه نمیدهند امکانِ تغییر را ببینیم، یا باور کنیم یا بر اساسش دست به عمل بزنیم. بعضی از این داستانها جزء عادات فکری ما هستند، برخی هم محصول پروپاگاندا. گاهی شرایط تغییر کرده، اما هنوز به داستانهای قبلی چسبیدهایم، مثل آدمهایی که نقشهای تاریخگذشته را دنبال میکنند و مدام به بنبست میرسند.
چارهای نداریم جز اینکه از عصر سوختهای فسیلی عبور کنیم. ولی آنچه ماشینهایمان را به پیش میراند، تغییری نخواهد کرد تا وقتی آنچه ایدههایمان را به پیش میبرد، تغییر کند. آدرین ماری براون، اخیراً نوشته است: «در کنشهای اقلیمی عنصری از داستانهای علمی-تخیلی وجود دارد. ما آرزوی آیندهای را داریم که هنوز تجربهاش نکردهایم. این نبرد، نبردی بر سر تخیل است». به همین دلیل است که اگر بخواهیم کاری برای اقلیم انجام دهیم، باید به داستانها توجه کنیم. باید قدرت مردمی و انگیزهبخشی آنها درک کنیم. ای بسا باید شنوندهها و منتقدان دقیقتری شویم و حواسمان باشد چه چیزهایی داریم دریافت میکنیم؟ چه کسی دارد آنها را به ما میگوید؟ چه چیزهایی را باور میکنیم و برای دیگران بازمیگوییم؟ چرا که داستانها میتوانند به ما قدرت ببخشند، یا قدرتمان را بگیرند.
Post #31
287