روابط عاطفی با افراد #خودشیفته همیشه شامل موارد زیر هست :
اولین نکته ی قابل توجه اینکه یک فرد خودشیفته وقتی با کسی وارد رابطه میشود در جهت گسستن پیوندهای عاطفی آن شخص از خانواده و دوستانش اقدام میکند و این مسئله از میل به کنترل کردن شخص خودشیفته نشات میگیرد چون خودشیفته ها به شدت کنترلگر هستند و این کنترل و مهار کردن را از طریق منزوی کردن شخص مقابلاشان پیش میبرند.
این افراد به هیچ کدام از تعهداتی که بین دو زوج گذاشته میشود پایبند نیستند ، در هر بی احترامی و دروغگویی و خیانتی که انجام میدهند خودشان را مستحق بخشش میدانند ، صداقت دیگران را زیر سوال می برند در حالی که برای صداقت و درستی ارزشی قائل نیستند.
هیچ کس ! مطلقا هیچ کس در رابطه با یک فرد دارای اختلال شخصیت خودشیفته حس نمیکند که به قدر کافی خوب و دوست داشتنی است چون به محض گذر از مراحل اولیه ی ازدواج و یکی شدن، این افراد ایرادگیری های خود را شروع می کنند و مدام از اندام ظاهری و بدن پارتنر خود ایراد های توهین آمیز می گیرند و اغلب از رابطهی جنسی خود ناراضی هستند و مسئولیت این نارضایتی را تمام و کمال گردن طرف مقابل میاندازند. و دائم از این نارضایتی با دیگران حرف میزنند و تاکید میکنند که بودن در رابطه طولانی مدت متعهدانه خالی از فایده است .
همچنین شما اگر از یک فرد خودشیفته درباره روابط قبلیاش بپرسید با قاطعیت و نظرات صددرصدی اعلام میدارند که پارتنرهای قبلیاشان افراد مشکلدار و به دردنخوری بودهاند و حتی یک ویژگی مثبت نداشتند و سراسرِ رابطه منفی و ناخوشایند بوده است .
طبق آنچه مکتب روانکاوی از این اختلال تبیین میکند ما میدانیم که شخص مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته از یک چیز به شدت در رنج و سختی است و آن چیزی نیست جز احساس حقارت شدید ! در نگاه اول بین احساس حقارت و خودبزرگ بینیِ فرد خودشیفته تناقض وجود دارد اما در واقع این خودبزرگ بینی و میل به تسلط و کنترل گری و عدم تحمل انتقاد و .. مانند یک لایه ای روی این احساس حقارت کشیده میشود تا خودشیفته چیزی را که نمیتواند بپذیرد ، دفناش کند.
به همین دلیل خودشیفته از طرد شدن در رابطهی عاطفی و جنسی به شدت وحشت دارد و تا زمانی که امکان سوءاستفاده و بهره کشی از طرف مقابل را داشته باشد بعد از هر قهری باز میگردد و در صدد این بر می آید که رابطه را به شکل قبلی خود برگرداند و همیشه سعی میکند پلهای پشت سر را سالم نگه دارد مگر زمانی که به طور کامل از شریک عاطفی و جنسیاش قطع امید کند ، در این صورت به بدترین شکل ممکن واکنش نشان میدهد ، با توهین و تحقیر و الفاظ رکیک و زننده .
اما نکتهی مهم در این روابط همین مسئله ی تمام شدن رابطه است . بعد از قطع ارتباط با چنین فردی هیچ شکلی از تماس مجاز نیست . خودشیفته ها از جمله افرادی هستند که نمی توان با آن ها دوست ماند. و هیچ درکی از دوستی های بر پایه ی انسانیت و شفقت و در چارچوب روابط اجتماعی سالم ندارند.
و دوستی های خالی از منفعتِ مالی و اجتماعی و جنسی برایشان کاملا بیمعنا است .
اگرچه خودشیفتگی یک مفهوم جهانی است، برخی از مطالعات نشان می دهد که خودشیفتگی به طور گسترده تحت تأثیر فرهنگ افراد قرار دارد هر فرهنگی روش های خاصی را برای ارضای نیازهای خودشیفتگی مردم خود ارائه می دهد اما مطالعات نشان داده است که ابتلا به این اختلال در جوامع فردگرا بیشتر است.
Post #25
152