زندگی قرص ماه را بر چهره ای نهاد، نجابت را مقدمهای و محبت و عشق را در ادامه در ذاتِ نکوی زنی لایق آفرید.
زیبایی را در واژهای خلاصه و "دینا" نامش کرد؛ فرشتهای پاک تو را بر جهان آورد و از تو دل کَند تا ما بر تو دل ببندیم.
دینای زیبا؛
دینای مهربان؛
حالا با کدام صفات تو را معنا کنم؟
گریبان کدام جمله را بگیرم که صحبت مرا بی کم و کاستی به تو برساند؟
دوستی ما در ظاهر شاید کمیهایی را شامل شود اما همین سادگیمان در قلب من همیشه سبز و ناتمام است؛ حالا این ناتمامی را چگونه در حرف بِگنجانم خودش حکایتی است.
امید است که روزهای جوانیات را به خوشی یاد کنی و در ادامهی این روزها قوی بمانی، بر آرزوهایت چیره شوی و آن ها را هر روز زندگی کنی.
برایت زندگیای سرشار از شادی های بسیار، روحی به دور از اهریمنها و عشقی پاک و مقدس میخواهم.
تولدت را پیش از اینکه به تو تبریک بگویم، به خودم تبریک میگویم.
چرا که وجودت تا همیشه بر من مبارک خواهد بود.
حَنا