داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين
همکاری و تقسيم خوراک و خدمات متقابل
اولین شکارگران ـ خوراکجويان به قدری از اشتراک غذا سود میبردند که به سختی میتوان تصور کرد که بتوانند بدون همکاری نر و ماده و همکاری گروهی زنده بمانند. به علاوه، تقسيم غذا نه فقط در ميان خانواده با همسر و فرزند، بلکه بین اعضای یک گروه نیز انجام میشد، و اين اهمیت حياتی همکاری اجتماعی میان شکارگران ـ
خوراکجويان را برجسته میکند. تقسيم و اشتراکگذاری در واقع یک استراتژی حیاتی برای کاهش خطر گرسنگی است. مردان نیز گاهی اوقات به صورت گروهی شکار میکردند تا احتمال موفقیت خود را در شکار افزایش دهند و در ادامه به یکدیگر کمک میکردند تا لاشهها را به خانه برسانند.
جای تعجب نیست که شکارگر ـ خوراکجويان برابری طلب بودند و اهميت زیادی به روابط متقابل میدادند و به ديگران کمک میکردند، تا منابع منظمتری داشته باشند. در دنیای همکاری شکارگر ـ خوراکجو، مشارکت نکردن و عدم همکاری میتوانست به معنای نيستی باشد. همکاری گروهی احتمالاً طی بیش از دو میلیون سال برای شکارگر ـ خوراکجو اساسی بوده است.
شکار و جمع آوری موثر نیازمند همکاری مؤثر از طریق به اشتراک گذاشتن غذا و اطلاعات و سایر منابع است. علاوه بر این، همکاری میان شکارگر ـ خوراکجو نه تنها در میان خویشاوندان، بلکه در میان اعضای ساير اعضای گروه نیز رواج داشت. همه به يکديگر کمک میکردند. مادران برای جستوجو و فرآوری خوراک و مراقبت از فرزندان یکدیگر به هم کمک میکردند. پدران در شکار، تقسيم غنائم آن و نيز در ساختن پناهگاه، حفاظت از منابع و کارهای ديگر به هم کمک میکردند.
همۀ اينها نياز به مهارتهای شناختی پیچیدهای، فراتر از اشکال ارتباطی میمونها داشت. برای همکاری مؤثر، نياز به درک متقابل، توانايی برقراری ارتباط از طريق زبان، توانايی استدلال کردن و پیگیری تعاملات اجتماعی پیچیدۀ گروهی است.
شکار و خوراکجويی نظامی یکپارچه با چهار جزء ضروری است: جمع آوری غذاهای گیاهی، شکار گوشت، همکاری فشرده و پردازش مواد غذایی. انسانها حداقل از ۲.۶ میلیون سال پیش شروع به مصرف گوشت کردهاند.
Post #127
1.27K