بررسي دیپلماتیک یک ترور!
سيد محمدهادي موسوي (روزنامه شرق، 13 بهمن 98)
ترور سردار #سليماني در عراق، مواجهه جديدي در تاريخ رابطه بين ايران و آمريكا رقم زد. سطح روابط سياسي ايران و آمريكا که پس از خروج از برجام، به طرز کمسابقهاي کاهش يافته بود، پس از اين ترور، وارد تقابل نظامي شد. در اين يادداشت قصد داريم به تحليل علت ترور سردار سليماني از ديدگاه ديپلماتيک بپردازيم.
سطح تقابل ايران و آمريكا درپي بحران هستهاي از يک «تنازع سياسي» به «تنازع امنيتي» وارد شد، اما برجام اين تنازع را به يک «تعامل ديپلماتيک» تبديل کرد.برجام همچنين قدرت نرم و دپيلماسي ايران را به رخ کشورهاي همسايه کشانده و باعث تغيير نقطه ثقل منطقهاي شد.
تشنج در روابط ايران و آمريكا پس از خروج آمريكا از برجام و کمپين «فشار حداکثري» تشديد شد. #برجام از نظر دولت پيشين آمريكا و شرکاي اروپايياش، صرفا معاهدهاي برای کنترل فعاليتهاي هستهاي ايران بود. در دوران ترامپ اما، با تغيير ذينفعان آمريكا از اروپا به کشورهاي ثروتمند خاورميانه، اولويت اصلي دولتمردان آمريكا، فعاليتهاي منطقهاي و موشکي شد؛ چراکه براي عربستان، امارات و اسرائيل، فعاليتهاي ايران در منطقه و منافع منطقهاي آنها در کشورهاي سوريه، عراق، لبنان و يمن اهميت بيشتري نسبت به ايران هستهاي داشت.
با انتخاب ترامپ، دغدغه سياسي و ديپلماتيک اين کشور نسبت به ايران تغيير يافته و مجددا تنازع امنيتي به روابط دو کشور بازگشت.
تلاشهاي ترامپ برای افزودن پيوستهاي امنيتي و منطقهاي به برجام موفقيتآميز نبود و در نهايت به استناد جملهاي در مقدمه برجام که اين معاهده را عاملي برای تثبيت اوضاع منطقهاي قلمداد کرده بود، از برجام خارج شد. افزايش سطح تقابل ايران و آمريكا به «تنازع امنيتي» موجب تلاشهاي #ترامپ و تيم سياست خارجي او بهمنظور محدودکردن فعاليتهاي منطقهاي ايران شد. او بارها در سخنرانيهاي خود از تعديل رفتار ايران در منطقه پس از اعمال تحريمها گفت. همپيمانان آمريكا در منطقه نيز از موقعيت استفاده و به آسيبرساني به منافع ايران در منطقه مبادرت کردند. حملههاي مکرر اسرائيل به منافع ايران در عراق و سوريه، تلاش عربستان با هدف افزايش منازعات قومي و قبيلهاي و تهديد به کشاندن درگيريها به داخل مرزهاي ايران، از جمله اين عوامل بودند.با اين حال، فشار حداکثري ايالات متحده آمريكا نتوانست تنشآفريني منطقهاي ايران را کاهش دهد. اين تلاشها، با ساقطکردن پهپاد گلوبال هايک وارد سطح جديدي شد. شوک ناشي از اين اقدام در کشورهاي منطقهاي، بيش از آمريكا بود. کشورهايي مانند امارات و عربستان که تاکنون خود را در پناه سلاحهاي آمريكايي ميدانستند، در محاسبات خود تجديد نظر کردند. اتفاق مهم ديگري که ورق را برگرداند، حمله به فرودگاه دوبي و تأسيسات نفتي آرامکو ازسوی يمن بود. گرچه شواهدي از دخالت مستقيم ايران در اين دو حمله وجود نداشت، اما دقت و قدرت اين حملات، تمام رشتههاي آمريكا برای کنترل قدرت منطقهاي ايران را پنبه کرد. رفتوآمدهاي #ظريف به کشورهاي همسايه و ارائه «طرح صلح هرمز» بهمنظور تنشزدايي منطقهاي، ضربه ديگري به تلاشهاي آمريكا برای محدودکردن فعاليتهاي منطقهاي #ايران بود.
درپي اين اقدامات، کشورهاي منطقه نيز تغييراتي در سياست خود در قبال ايران اعمال کردند. امارات نقش خود در جنگ يمن را به حداقل رسانيد،عربستان نيز وارد فاز ديپلماتيک با ايران شد.دولت ترامپ برای تغيير معادلات منطقهاي به يک اقدام اساسي و جدي نياز داشت. قراردادن نام ظريف در فهرست تحريم، اولين اقدام دولت ترامپ برای خنثيسازي تلاشهاي منطقهاي ايران بود. اما برای کنترل فعاليتهاي نظامي ايران، روش ديگري مد نظر قرار گرفت. براساس گزارش رسانهها، طرح ترور سردار سليماني که سالها جزء طرحهاي طبقهبنديشده دولت آمريكا بود، پس از خروج آمريكا از برجام مجددا روي ميز قرار گرفت. اولين بار جان #بولتون در مهرماه سال گذشته گفت که دولت آمريكا بهطور جدي در حال طراحي ترور سردار سليماني است. اين تلاشها پس از ساقط کردن گلوبال هاوک و حمله به آرامکو تسريع شد.
آمريكا مستأصل از کنترل فعاليتهاي ايران در کشورهاي منطقه و جبران شکستهاي ديپلماتيک و سياسي خود، تلاش کرد دست به يک اقدام اساسي و پرريسک بزند تا قدرت خود را به رخ شرکاي منطقهاي بکشاند و هويت ازدسترفته خود را بازيابي کند. در حقيقت ترور ديپلماتيک ظريف و ترور فيزيکي سردار سليماني، هر دو بخشي از يک طرح مشترک برای کنترل و کاهش نفوذ منطقهاي ايران است. آمريكا تلاش کرده با حذف افراد کليدي در پيشبرد سياستهاي منطقهاي ايران، خللي در اين فعاليتها ايجاد کند. بايد ديد اين اقدامات به چه ميزانی موفقيتآميز خواهد بود.
https://gourl.page.link/7e53
@neveshttar
Post #83
623