شیلی سازی ایران
سید محمد هادی موسوی
آقای اکبر گنجی در یادداشتی (اینجا) به استناد سخنان آقای قالیباف در مورد دراختیار داشتن ۸۰% اقتصاد کشور توسط دولت، سوال کردهاند که آیا قالیباف مانند پینوشه میخواهد، سیاستهای #نئولیبرال را اجرا نماید. در این مجال قصد داریم این سوال را بررسی کنیم.
بدین منظور لازم است بدانیم در شیلی چه اتفاقی افتاد و سیاست اقتصادی آنها چه بود.
سیاستهای نئولیبرال که پارادایم نظام اقتصادی جهان طی دهههای ۷۰و ۸۰ میلادی بود، متاثر از "مکتب اقتصادی شیکاگو" است. #مکتب_شیکاگو گرچه در قالب «لیبرالیسم اقتصادی» میگنجد اما بیشتر باید آنرا به عنوان یک جنبش «نئوکلاسیک» قلمداد کرد. این مکتب، ابتدا توسط «فرانک نایت» پایه گذاری، اما توسط «میلتون فریدمن» (برنده نوبل اقتصاد) به اوج بلوغ و پختگی رسید. مکتب شیکاگو، مانند اسلاف کلاسیک خود، به نقد دخالت دولت در اقتصاد پرداخته و وظایف دولت را فقط در تامین امنیت داخلی و خارجی خلاصه میکند. تفکر حاکم بر این مکتب، در شاخههای مختلف علی الخصوص "سیاستهای پولی" گسترش و توانست کارآیی خود را نشان دهد، از همین رو تئوریهای این مکتب مورد استفاده بسیاری از کشورهای جهان منجمله آمریکا (دوران ریگان) و انگلیس (دوران تاچر) و تفکر حاکم در نهادهایی چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی شد.
یکی از کشورهایی که مکتب شیکاگو الهام گرفت، کشور #شیلی بود. شیلی در دوران رئیس جمهور مارکسیست خود، «سالوادور آلنده»، بسیاری از صنایع را دولتی و سیاستهای سوسیالیستی را پیگیری نمود. نتیجه اقدامات آلنده، در دو سال، تورم نزدیک به هزار درصد و کمبود شدید مواد غذایی و مایحتاج مردم بود. ژنرال #پینوشه در چنین شرایطی دست به کودتا زد. پس از به قدرت رسیدن پینوشه، تعدادی از شاگردان فریدمن به کمک اقتصاد بحران زده شیلی آمدند. این اقتصاددانها که به "پسران شیکاگو" معروف شدند، بسیاری از صنایع را از انحصار دولت خارج ساخته و اقتصاد غیر دولتی را طرح ریزی کردند. روند خصوصی سازی اقتصاد حتی تا پس از دوران پینوشه نیز ادامه یافت گرچه نتیجه اقدامات پسران شیکاگو در ابتدا چندان مناسب نبود. خصوصی سازی، باعث کاهش تولید ناخالص داخلی، گسترش فقر و نابرابری اقتصادی گردید، اما این پایان ماجرا نبود. ادامه سیاست اقتصاد آزاد در شیلی در قرن جدید و گسترش و تثبیت بخش خصوصی- غیر دولتی، دستاوردهای شگفتی پدید آورد. این کشور برای سالها، بهترین کشور از نظر کیفیت زندگی در آمریکای لاتین و در میان آزادترین کشورهای دنیا از نظر اقتصادی است. از نظر شاخصهای مبارزه بافساد و شفاف سازی نیز جز بهترین کشورهای دنیاست و با توجه به رتبه اعتباری بالای خود، تاکنون توانسته میلیاردها دلار منابع خارجی را جذب نماید. اقتصاد شیلی مانند #ایران، تک محصولی و به شدت به صادرات "مس" وابسته است. شیلی بزرگترین تولید کننده مس دنیاست و هرگونه تغییر و تحول در سیاستهای اقتصادی این کشور در بازار جهانی و کسب و کار شرکتهای بین المللی، تاثیر مهمی خواهد داشت.از این رو پشت پرده های جالبی در خصوص اقتصاد این کشور وجود دارد.
مکتب شیکاگو با "دکترین شوک" در هم آمیخته است. «نائومی کلاین» در کتاب "دکترین شوک: ظهور سرمایهداری فاجعه" با بررسی کشورهایی مانند روسیه، آفریقای جنوبی، شیلی توضیح داده که کارتلهای بزرگ بین المللی که کسب و کارشان وابسته به محصولات تولیدی یک کشور است، با حمایت سیاستمداران و سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی کشورهای متبوع خود، با ایجاد "شوک اولیه" بحران در کشورهای هدف، هرج و مرج اقتصادی به راه انداخته و مردم و سیاستگذاران را مجبور به قبول "شوک دوم" و پذیرش سیاستهای لیبرالی اقتصادی مینمایند. "شوک سوم" اما هنگامی رخ میدهد که هرکسی با این تغییرات مخالف باشد، با زور سرنیزه حاکمیت مواجه میگردد. کلاین، در این کتاب به بررسی چندین دهه رابطه مکتب شیکاگو و دکترین شوک (سه مرحلهای) و تبعات این شوکها میپردازد.
حال اینکه آقای سردار #قالیباف بخواهد، یا بتواند، مانند ژنرال پینوشه دست به اقدامات اقتصادی بزند محل ابهام است چرا که اولا باید بار انواع و اقسام تهمتهای همفکران خود در پیروی از لیبرالیسم و نئولیبرالیسم را به جان بخرد، ثانیا دستور العملهای سازمانهای جهانی که از نظر ایشان و همفکرانش، محل نفوذ و تسلط استکبار جهانی و اسرائیل است را اجرایی و صنایع را خصوصی سازی نماید، صنایعی (مانند خودرو سازی) که بسیاری از آنها پاره تن حاکمیت محسوب شده و عملا قابلیت خصوصی سازی آنها وجود ندارد. مضاف بر اینها اگر قالیباف بخواهد مانند پینوشه، عمل کند، لازمه آن رفع تحریمها و مراوده با شرکتهای بزرگ بین المللی است که جزو خطوط قرمز نظام [حداقل در دولت روحانی] است.
اما اگر قالیباف بتواند مانند پینوشه دو شوک اولیه را طی کند، انجام شوک سوم برای او چندان سخت نیست!
@neveshttar
Post #77
595