🔰 تأثیر بیماری شاه در جریانات ۵۷
در میان پژوهشگرانی که رابطه بیماری شاه و عملکرد سیاسی او در سال ۱۳۵۷ را بررسی کردهاند، معمولاً دو عامل از هم تفکیک میشوند:
۱. اثر روانی خودِ تشخیص سرطان :
شاه از سال ۱۹۷۴ به نوعی لنفوم/لوسمی لنفوسیتی مبتلا بود، اما ظاهراً تا ۱۹۷۸ از ماهیت کامل بیماری و جدی بودن آن آگاه شد. برخی مورخان معتقدند این آگاهی ضربه مهمی به تصویر ذهنی او از خودش وارد کرد.
این تحلیل بهویژه جالب است چون شاه در خاطرات و سخنرانیهایش بارها از نوعی رسالت تاریخی و حتی حمایت الهی سخن گفته بود. وقتی فردی سالها خود را دارای مأموریتی استثنایی بداند و ناگهان با مرگپذیری و بیماری سخت مواجه شود، ممکن است:
- احساس شکستناپذیری کاهش یابد.
- اعتماد به تصمیمهای خود کمتر شود.
- تردید و دودلی افزایش یابد.
- انگیزه حفظ قدرت به هر قیمت کاهش پیدا کند.
این بخش بیشتر تفسیر روانشناختی است و اثبات قطعی آن ممکن نیست.
۲. اثر داروها
دارویی که تقریباً در همه منابع تاریخی درباره آن صحبت میشود پردنیزون است.
دو پزشک فرانسوی شاه ، ژان برنار و ژرژ فلاندرن، در ۱۹۷۸ برای کنترل بیماری به او پردنیزون تجویز کردند.
برخی منابع تاریخی صراحتاً اشاره میکنند که این دارو میتواند عوارضی مانند افسردگی، اختلال تمرکز و کاهش کیفیت قضاوت ایجاد کند.
پردنیزون از خانواده کورتیکواستروئیدهاست و در دوزهای بالا ممکن است موجب:
- نوسان خلق
- تحریکپذیری
- افسردگی
- کندی شناختی
- اختلال خواب
- گاهی حتی علائم شبهروانپریشانه
شود.
آیا فقط پردنیزون بود؟
احتمالاً نه.
در درمان لنفوم آن دوره از داروهایی مانند:
Prednisone
Vincristine
Cyclophosphamide
نیز استفاده میشد.
PubMed
اما در تحلیلهای سیاسی مربوط به سال ۵۷، تقریباً همیشه انگشت اتهام بیشتر به سمت پردنیزون است، چون اثرات روانی آن شناختهشدهتر است.
جمعبندی
نمیتوان ادعا کرد که
بیماری شاه و دارو ها ، علت اصلی انقلاب ست .
اما میشود مطرح کرد که :
- سرطان پیشرفته
- آگاهی از بیماری کشنده
- خستگی جسمی
و احتمالاً مصرف پردنیزون
همگی ممکن است در افزایش تردید، انفعال و نوسان خلقی شاه در ماههای بحرانی ۱۳۵۷ نقش داشته باشند.
حتی برخی مورخان نوشتهاند که شاه در آن دوره گاهی میان خوشبینی شدید و نوعی رخوت و بیتصمیمی در نوسان بود.
▪️ ضعف در مدیریت بحران ۵۷
بسیاری از مورخان معتقدند یکی از مشکلات اصلی شاه در سال ۱۳۵۷ نه صرفاً سختگیری یا نرمش، بلکه ناتوانی در انتخاب قاطع میان این دو بود. او در مقاطع مختلف بین سرکوب شدید و مصالحه سیاسی در نوسان بود. از یک سو دولت نظامی تشکیل داد و از ارتش برای کنترل اوضاع استفاده کرد، و از سوی دیگر زندانیان سیاسی را آزاد کرد، فضای باز سیاسی را گسترش داد و وعده اصلاحات داد. این پیامهای متناقض باعث شد مخالفان حکومت را ضعیف و مردد ببینند و بخشی از حامیان حکومت نیز اعتماد خود را به توانایی شاه در مدیریت بحران از دست بدهند.
نمونه مشهور دیگر، سخنرانی «صدای انقلاب شما را شنیدم» در آبان ۱۳۵۷ بود. این سخنرانی از سوی برخی تحلیلگران به عنوان نشانهای از عقبنشینی روانی و سیاسی شاه تفسیر شده است. مخالفان آن را نشانه ضعف تلقی کردند و بسیاری از طرفداران حکومت نیز احساس کردند شاه دیگر به درستی از نظام خود دفاع نمیکند. در نتیجه این اقدام، به جای آرام کردن بحران، در برخی تحلیلها به تشدید انتظارات انقلابی کمک کرد.
همچنین شاه در ماههای پایانی بارها دولتها و نخستوزیران را تغییر داد؛ از دولت جمشید آموزگار به دولت جعفر شریفامامی و سپس دولت نظامی ارتشبد غلامرضا ازهاری و در نهایت دولت شاپور بختیار رسید. این تغییرات سریع، در شرایطی که کشور با بحران گسترده مواجه بود، از دید بسیاری از ناظران نشانه نبود راهبرد روشن تلقی شد. هر گروه سیاسی تصور میکرد حکومت در حال عقبنشینی بیشتر است و به همین دلیل مطالبات خود را افزایش میداد.
#هوش_مصنوعی با تصرف
#تاریخ_معاصر #پهلوی #پهلوی_دوم #انقلاب_اسلامی
@NESHIMANgaz | سلامت و پزشکی
@Rfekri | نخبگان معاصر ملت
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم اجتماعی
@Nviolence2 | تحلیل ، قصه
@mghlte | عصر روشنگری
🔰مطالب مربوط به تاریخ معاصر ( مشروطه ، قاجار ، نفت ، کودتا ، مصدق ، پهلوی ، انقلاب) :
t.me/Nviolence2/1308
Post #1040
177
- ❤ 1