کجایی که دلتنگتم؛
دلم خیلی برات تنگ شده قشنگم؛
عزیزکم؛
آرامش بخش روحم؛
میدونی هر وقت دلم برات تنگ میشه میرم رستوران مورد علاقهت.
انقدر هر روز رفتم اونجا که با اشپز اونجا آشنا شدم و میاد باهم حرف میزنیم.
هر روز مراقب پیونی هام،هرچی نباشه اونا گل های مورد علاقهتن پیونی دلم؛
دلم برای غر زدن هات،صدات،چشمات،دستات..دلم برای همه چیزت تنگ شده دردونه؛
کاش اون روز تنها نذاشته بودمت؛
کاش اون روز بیرون نمیرفتیم..ولی خب..اون روز تولدت بود باید میرفتیم و جشن میگرفتیم...؛
ولی حداقل کاش بیشتر حواسم بهت بود....کاش،کاش،کاش... .
میدونی با نبودنت حس میکنم تنها ترینم.نه،حس نمیکنم، مطمعنم که با نبودنت آدم تنهایی ام.
هر سال روز تولدت با پیونی و کیک مورد علاقهت میام پیشت.
برات آهنگ تولد میخونم.
میدونی از اون روز چی ازت برام مونده؟همون دستمال پارچه ای که همیشه همراه خودت داشتی.
همیشه بوش میکنم،بوی تن تورو میده پیونی.
بعد از اون روز دیگه هیج وقت نتونستم خودمو ببخشم بابت اینکه تنهات گذاشته بودم.
پیونی؛بنظرت اگه بخوام بیام پیشت..میتونم ببینمت؟
دلم برات لک زده عزیزکم؛
از این تنهایی ابدی خسته شدم نمیتونم با نبودنت کنار بیام.
به زودی منم میام پیشت،البته اگر جام توی بهشت باشه.
تا ابد عاشقت میمونم،پیونی سرخم؛
-کیم تهیونگ