📚هانری کربن و سیاست
تأمّلاتی در فلسفه سیاسی ایرانی
✍🏻مجید سروند
▫️ نگارستان اندیشه/ ۱۴۰۱
▫️قطع رقعی /۳۲۰ ص /۱۸۰ ت
📘در آثار کربن، به فراوانی، شاهد نقدهای جدّی وی به مسیحیتِ رسمی، زعامت کلیسا و عرفیشدن و اجتماعیشدنِ امر قدسی هستیم. به اعتقاد او، عرفیشدن به معنای درستِ آن «تقلیلِ امر معنوی به امر دنیوی، و امر قدسی به امر عرفی است». در نظر وی ایدئولوژیهای اجتماعی و سیاسی، وجهی از یک الهیات عرفیشدهاند. از این منظر، به دنبالۀ حلول و تجسّدیافتنِ الوهیّت در سازمان کلیسا و عرفیشدن الهیات، تجسّدِ امر قدسی در دامِ تجسّدِ اجتماعی افتاده و بدل به دستگاههای دولتی مطلقهای شده که در قرن بیستم ظهور یافتند.
به باور نگارنده کتاب، کربن بر آن است تا ضمن تأکید و برجستهسازی بُعدِ معنوی نبوّت و امامت، تمایزی بین ولایت، ریاست، و هدایت روحانی با شکل ظاهری و دنیوی آن ایجاد نموده و بیآنکه مجبور باشد تا از آرمان به واقعیت و از امر قدسی به امر عرفی سقوط کند، با تکیه بر مفاهیمی همچون آرمانشهر، شاه آرمانی، فرشگرد، و منجیگرایی، از مفهومی چون ولایت و ریاستِ معنوی سخن بگوید.
❌ مرکز پخش: ققنوس
Post #421
1.89K
