#گفتوگو
ـ پس از دهسالگی شروع کردید به عکاسی؟
ـ بله، من کلاس هفتم که بودم برایم دوربین خریدند. یک دوربین قوطی عکاسی آگفا. دوربین را سه تومان خریده بودند و هر رُل فیلم هم هشت قران بود. بعد هم چون هشت قران آنوقت زیاد بود، هشت قران پول، یک هفته پول جیبی من بود. روزی یک قران پول جیبی داشتم دیگر. خیلی بود. دوازده شاهیاش را میدادم برای یک سیر نانخامهای. یک سیر نانخامهای دوازده شاهی بود آنوقت. آره، تازه در شیراز اصلاً «سیر» نبود، «نِمّه» بود که یک برابر و نیم سیر بود. سیر شانزده مثقال بود. نِمّه ۲۴ مثقال بود. اینها قیمتهای آنوقت است دیگر.
بعد شیشهی عکاسی میخریدم که دانهدانه توی همان گنجهی اتاقم تاریکخانه درست کرده بودم، و توی تشتک هم همانجا عکسهایی را که میگرفتم، ظاهر و ثابت میکردم. توی قید هم کاغذ را میگذاشتم و میبستم و شیشه را میگذاشتی روی کاغذ و قیدش را هم میبستی و میبردی بَرِ آفتاب.
سه چهار دقیقه صبر میکردی و میآوردی و عکس را ثابت میکردی.
از کتاب «از روزگار رفته»
یک گفتوگو از حسن فیاد با #ابراهیمگلستان
نشر ثالث
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
Post #16009
164
- ❤ 3