«مولوی؛ قلهای در ایران فرهنگی بزرگ»
🪶 امروز سالروز بزرگداشت مولوی است، شخصیتی که اگرچه آرامگاه او در شهر قونیه ترکیه قرار دارد، اما هویت تاریخی و فکری او را نمیتوان با مرزهای سیاسی امروز سنجید؛ مرزهایی که بخش مهمی از آنها محصول تحولات قرن بیستم، بهویژه پس از دو جنگ جهانیاند؛ دورهای که نقشه سیاسی جهان دگرگون شد و شمار واحدهای سیاسی آن، با وجود تفاوت در تعریف «کشور» و «واحد سیاسی»، دست کم دو برابر شد.
مولوی که یکی از قلههای شعر، عرفان و حکمت فارسی است در بلخِ خراسان بزرگ زاده شد؛ منطقهای که یکی از کانونهای مهم ایران فرهنگی بزرگ به شمار میرفت؛ قلمرو وسیع فرهنگ ایرانی با محوریت زبان فارسی در سدههای گذشته که بعضی از کشورهای همسایه امروز را نیز شامل میشود.
مولوی در مقدمه مثنوی، پیوند این کتاب با دین را اینگونه معرفی میکند:
«هذا کتابُ المثنوی ...
و هو اصولُ اصولِ اصولِ الدین»
یعنی کتابی که در پی بیان ریشهایترین لایههای معارف دینی است.
همچنین بیتی مشهور منسوب به مولوی است:
«ما ز قرآن مغز را برداشتیم
پوست را نزد خران بگذاشتیم»
شیخ بهایی، دانشمند و عالم برجسته شیعه در عصر صفوی، درباره مثنوی چنین سروده است:
«مثنوی معنوی مولوی
هست قرآن در زبان پهلوی
من نمیگویم که آن عالیجناب
هست پیغمبر، ولی دارد کتاب»
این تعبیر، اشاره به جایگاه بلند مثنوی در بیان معارف و حکمت دینی دارد؛ اثری که قرنهاست در میان عالمان، ادیبان و اندیشمندان فارسیزبان مورد توجه بوده و خوانده میشود.
مولوی اگرچه امروز شخصیتی جهانی و شناختهشده است، اما اندیشهاش در زبان فارسی شکل گرفت و با همین زبان به جهان معرفی شد.
📌 «نصیرنامه» جریان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
🆔 @nasirname
Post #815
396

- ❤ 10