در مزرعه ی گندم در سلسله ی مویت
ای چشم خراسانی، یاقوت ترین عناب
از لحن شراب تو میخانه ی من بیخواب
تا محو نگاهت شد چشمان بلا خیزم
تا پلک زدم دیدم از وسوسه لبریزم
در گریه ی پنهانم ردّی ز تبسم نیست
دلتنگم و نام تو در زمزمه ام گم نیست
لبهای تو یاقوت و چشمان تو دریایی
مبهوت خودت هستی آنقدر که زیبایی
•مزرعه گندم
النا زنگنه
#کانون_های_فرهنگی
#کانون_صدا
#پاها_روی_زمین_ولی_طرفدار_پرواز
📥 Contact Us:
KanoonBeheshti / nashrie_code99
