به نامِ شاعرِ چشمت که رسوا میشود هرشب
به نامِ واژگانِ خسته از هجرانِ دلگیرت
به نامِ کاغذِ بیجان که احیا میشود هر شب
علاجِ خستگان کن با تبِ جانبخشِ آغوشت
رُخت در خاطر خسته مسیحا میشود هرشب
تو شعرِ شاعری یا شاعرِ شعرِ شرربارم؟
غزل میریزد از چشمت؛ معما میشود هرشب
در این کنعانِ خشکیده که ظلمت سهم یوسف شد
خریدارِ غزلهایم، زلیخا میشود هرشب
خیالت میزند آتش به خرمنگاهِ این طاقت
خلیلاللهِ آغوشت، تسلّی میشود هرشب
دو صد آهوی وحشی شد نگاهت، مست و لایَعقَل
حلال این بادهجوییها که برپا میشود هرشب
زدم آهسته آهسته قدم تا کویِ مشتاقان
به شوقِ نازنین چشمی که لیلا میشود هرشب
•عَلاج
محمدرضا محمدپور
#کانون_های_فرهنگی
#کانون_صدا
#پاها_روی_زمین_ولی_طرفدار_پرواز
📥 Contact Us:
KanoonBeheshti / nashrie_code99
