#حکومت_اسلامی #نقد_ادیان
⬛️ نگاهی به تعارضات بنیادین ادیان سامی و اخلاق
— به بهانهٔ ترور-ذبح بانوی ایران (ژینا امینی) در روز روشن
🍂 تصور کنید حکم قتل با اعمال شاقه این دختر ایرانی و چشاندن عذاب الیم تخلف از فرامین الله (قبل از چشیدن شکنجههای پسامرگی که محمد در معراجش برای زنان روایت کرده بود) در ذیل مصلحت و حکمت الاهی، در رویاهای رسولانهٔ محمد بن عبدالله یا موسا یا ابراهیم به آنها ابلاغ میشد،
🍂 آیا آنان از اطاعت از امر الاهی سر باز میزدند و در مقابل الله ذهنشان میایستادند؟ حتا یک نمونه از این عصیانها در قرآن یافت میشود تا نشان دهد امر اخلاقی، والاتر از امر منسوب به خدا و شریعت است؟
🍂 «عصایانگر در مقابل خدای ادیانِ سامی» لقبِ شیطان است. تک تک اشخاصی که حتا در بایبل، چون شخصیتی بهنسبت مستقل، اهل فکر، پرسشگر و معترض تصویر شدهاند (چون ایوب یا سلیمان)، در قرآن به شخصیتی واحد، همریخت و همصورت، مطیع محض، عبد و بردهٔ مطلق الله و فرامینش مسخ میشوند.
🍂 موسای قرآن نیز که در مقابل جنایت آشکار خضر در حق یک کودک پرسش میکند، مورد شماتت و سرزنش قرار میگیرد که "صبر و ایمان کافی و مطلوب الله و بندگان مخلَص" را نداشته، نه اینکه ستایش شود که در مقابل نقض آشکار اصول اخلاقی، تن به هیچ اتوریته و جاهطلبی باصطلاح معنویای در آینده نداده، و برعکس او ابراهیم، وقتی قصد کشتن کودک معصومش را میکند و تا آخرین مرحله اقدام هم جلو می رود، بالاترین مقام دینی و ستایشها را از آن خود میکند.
🍂 به همین ترتیب، محمد هیچگاه در مواجهه با اوامر خونین و جانبدارانه الله بسودش (در رویاهای رسولانه) که به او میگفت، زنان و دیگریهای عقیدتی را به بردگی و تجاوز یا قتل و غارت مبتلا کن، به شک نیافتاد که حقیقتن چه کسی به او وحی میکند؟ یا اساسن حتا اگر خود خدا هم پشت قضیه باشد، جرٲت نکرد که حتا یک بار، چون ایوب (بنا به روایت بایبل) پرسشهایی بنیادین کند و با خدایی چنین شرور درافتد، یا جسارتی ابراهیمی نشان دهد (اما با رویکرد انقلابی برخی عارفان ایرانی) و بگوید، حاضرم در عوض تمام خَلقت به دوزخی ابدی روم، اما به این جنایات و رذائل اخلاقی که تو حکم میکنی، تن ندهم! حاضرم از پیامبری خلع شوم، اما نامم در تاریخ به جنایت کشتار و پاکسازی قومی-عقیدتی مشرکین و یهود از عربستان گره نخورد!
🍂 همین وضعیت داعشی-بردهمسلکانه در مورد موسا به روایت بایبل نیز صادق است:
"جنگهای حضرت موسی
از مهمترین بخشهای تاریخ زندگی حضرت موسی، میتوان به جنگهای آن حضرت با اقوام مختلف اشاره کرد؛ جنگهایی خونین که به دستور خداوند صورت میگرفت.
← قتلعام آموریان
طبق گزارش کتاب مقدس ، بنیاسرائیل در طول مسیر خویش به سرزمین آموریان رسیدند. حضرت موسی از " سیحون " پادشاه آن سرزمین خواست تا به او اجازهی عبور از آن سرزمین را بدهد اما پادشاه از چنین اجازهای امتناع ورزید. در نتیجه، بنیاسرائیل به آنها حمله کرده و تمامی مردم آن سرزمین را قتل عام کردند: «و تمام شهرهای او را در آنوقت گرفته مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم».
← قتل عام مدیانیان
گزارش کتاب مقدس از این جنگ نیز شگفتآور است. در کتاب مقدس آمده است که بنیاسرائیل پس از فتح این سرزمین به قتلعام مردم این سامان دست زدند و همه را از تیغ گذراندند:
«و با مدیان به طوری که خداوند موسی را امر فرموده بود جنگ کرده همهی ذکوران را کشتند... و بنی اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند و جمیع بهائم و جمیع مواشی ایشان و همهی املاک ایشان را غارت کردند و تمامی شهرها و مساکن و قلعههای ایشان را به آتش سوزانیدند...و موسی بر رؤسای لشکر یعنی سرداران هزارهها و سرداران صدها که از خدمت جنگ باز آمده بودند غضبناک شد و موسی به ایشان گفت: آیا همهی زنان را زنده نگاه داشتید؟... پس الآن هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی را که مرد را شناخته با او همبستر شده باشد بکشید و از زنان هر دختری را که مرد را نشناخته و با او همبستر نشده برای خود زنده نگاه دارید»" (منبع).
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Post #4059
2.71K