🔸بهشت در فهم سنتی چهار ویژگی اصلی دارد: پاداشی برای زندگی زمینی است، جاودان است، فراگیر نیست و بعضی را محروم میکند، و حالتی از وجود آگاهانه فردی است. مارتین سه گونه از این آموزه را بررسی میکند: نخست، روح بیبدن که در قلمروی بیزمان و بیمکان به بهشت میرود. دوم، بدن رستاخیزیافته در فضایی جداگانه و متفاوت از جهان ما. سوم، بدن رستاخیزیافته در آینده و در جهان خودمان. هر سه گونه، به گفته او، با دشواریهای جدی روبهروست.
1️⃣ نخستین مشکل، ناسازگاری مفهومی است. اندیشیدن و خواستن و میل کردن همگی زمانمندند. هر فکری در زمانی رخ میدهد، دنبالهای دارد، و از فکری به فکر دیگر میرود. اگر روح خارج از زمان باشد، نمیتواند بیندیشد، زیرا اندیشیدن مستلزم توالی و تغییر است. همچنین بدون بدن و حواس، روح نمیتواند ببیند، بشنود، لمس کند، حرکت کند یا دیگران را بشناسد. حتی نمیتواند مطمئن شود که خاطراتش واقعیاند یا توهم. اگر بهشت جایی بیمکان باشد، چگونه میتوان گفت روحی در آنجاست؟ و اگر بیزمان باشد، چگونه میتواند از حالتی به حالت دیگر رود؟
🔸در گونه بدن رستاخیزیافته در جهانی متفاوت، پرسش این است که آن فضای جداگانه چیست. اگر فضایی فیزیکی باشد، چگونه میتواند از فضای ما جدا باشد و در عین حال به آن مربوط شود؟ اگر فضایی غیرفیزیکی باشد، چه معنایی دارد؟ مهمتر از آن، چه چیزی تضمین میکند که بدن رستاخیزیافته همان شخص است و نه بدلی از او؟ اگر بدن جدید در فضایی دیگر ساخته شود، چه دلیلی داریم که بگوییم این همان شخص است، نه یک نسخه مشابه؟ بدون تداوم مادی یا علّی، هویت شخصی مخدوش میشود.
🔸در گونه رستاخیز آینده در جهان خودمان، مشکل از پراکندگی اتمها ناشی میشود. بدنها میپوسند و اتمهایشان در طبیعت پراکنده میشود. بعضی از این اتمها به بدن موجودات دیگر، حتی انسانهای دیگر، راه مییابند. اگر خدا بخواهد همه را از اتمهای اصلیشان بازآرایی کند، با کمبود اتم روبهرو میشود، زیرا اتمهای مشترک بین چند نفر را نمیتوان همزمان به همه نسبت داد. پیتر ون اینواگن، فیلسوف دین، راهحلی پیشنهاد میکند: خدا در لحظه مرگ بدن اصلی را حفظ میکند و بدلی پوسیده را جایگزین آن میسازد تا به نظر برسد که شخص مرده است. مارتین این راهحل را عجیب و فریبنده میداند. چرا خدا باید چنین نمایشی ترتیب دهد؟ اگر بدنها حفظ میشوند، کجا نگهداری میشوند؟ از کجا بدانیم بدن حفظشده همان بدن اصلی است و بدن پوسیده بدل است، نه برعکس؟
2️⃣ دومین مشکل، تعارض با دفاع از اراده آزاد است. دفاع از اراده آزاد میگوید شر در جهان وجود دارد زیرا اراده آزاد برای انتخاب خیر و شر لازم است، و جهانی با اراده آزاد بهتر از جهانی بدون آن است. خدا نمیتواند اراده آزاد را بدهد و در عین حال جلوی انتخاب شر را بگیرد، چون آنگاه اراده آزاد واقعی نخواهد بود. اما مارتین میپرسد: اگر بهشت جایی است که در آن اراده آزاد وجود دارد، اما شر اخلاقی تقریباً وجود ندارد، پس چرا زمین اینگونه نیست؟ اگر ساکنان بهشت میتوانند آزادانه همیشه خیر را برگزینند، چرا ساکنان زمین نتوانند؟ اگر پاسخ این است که ساکنان بهشت با ما متفاوتند، آن تفاوت چیست و چرا خدا آن را در زمین به کار نگرفت؟
3️⃣ سومین مشکل، ناعادلانه بودن بهشت است. خدای مهربان که همه را دوست دارد، چرا بهشت را نصیب بعضی کند و نصیب بعضی دیگر نکند؟ اگر بر پایه ایمان باشد، ناعادلانه است، زیرا میلیاردها نفر هرگز نام دین برحق را نشنیدهاند. حتی بسیاری که شنیدهاند، به دلایل معقول رد میکنند، چون شواهد قاطع نیست. بسیاری نیز توانایی عقلانی ارزیابی شواهد را ندارند. آیا منصفانه است که کسی را برای نپذیرفتن چیزی که شواهدش برای او قانعکننده نیست مجازات کنیم؟
@philosopherin
🔻دکتر تاد فیلیپس
📺 روانشناسیِ «دفاع از جهنم»
📺 چرا پس از ۲۰ سال کشیشی، مسیحیت را ترک کردم؟
📕جهنم و عذاب برای چیست؟
📺 جهنم چگونه توسط کلیسا اختراع شد؟
🫂🔥از «آغوشِ پدر» تا «شکنجهگاهِ ارباب»
— تبارشناسی دوزخ در انتقال از الهیاتِ «خانه» به «مُلک»
👁 اعترافگیری اختراعی مسیحی بود؟
📺 خلق افسانۀ جهنم توسط یهودیان
📻 تأملاتی پیرامون شکنجه ابدی در قرآن
📻خدای مخوف کودکخوار یهودیان در درۀ جیهینوم/جهنم
📺 دوزخ دانته (یک - دو)
📕بهشت و جهنم ادیان
.
#نقد_ادیان #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin