(۱/۲)
🔸گفتوگویی میان خانم مریم و سید #احمد_قبانچی، پژوهشگر و نواندیش عراقی، دربارهٔ اینکه آیا فکره مهدی موعود یک افسانهٔ تاریخی است یا یک ضرورت عمیق روانی. سید القبنجی با اشاره به اصل «نیاز مادر اختراع است» (عقیده از نیاز متولد میشود)، تأکید کرد که ادیان و اعتقادات از نیاز انسان به هماهنگی با فرهنگ خود و حل مشکلات وجودیاش نشأت میگیرند.
🔸از نظر تاریخی، ادیان اولیهٔ شرقی (مانند هندوئیسم و بودیسم) مفهوم «مهدی به عنوان یک شخص» را نداشتند. اما این ایده در ادیان غربی (غرب آسیا، یعنی ابراهیمی، زرتشتی و مانوی) شکل گرفت:
▪️زرتشتی و مانوی: به پیروزی خدای نور بر خدای تاریکی در پایان تاریخ بشارت دادند (رویکرد فکری).
▪️یهودیت (آغاز): اعتقاد به «مسیح موعود» (Messiah) پس از اسارت بابلی شکل گرفت. یهودیان اعتقاد داشتند که خدا شخصی (مسیحا) را برای نجات آنها خواهد فرستاد، بهویژه پس از باورشان به اینکه «قوم برگزیدهٔ خدا» هستند که به دلیل نافرمانی گرفتار بلا شدهاند.
▪️مسیحیت: هنگامی که عیسی مسیح ظهور کرد و ادعا کرد که او همان مسیحا است، یهودیان او را رد کردند زیرا او فقیر بود و از «ملکوت آسمان» به جای «ملکوت قدرتمند زمینی» سخن میگفت. در مسیحیت، در اناجیل اشارهٔ مستقیمی به مهدی نیست، اما در نامههای پولس (عهد جدید) خبر از نزول دوبارهٔ مسیح در آخرالزمان برای برپایی حکومت او آمده است.
🔶 مهدی در اسلام: غیبت قرآنی و حضور روایی
🔸قبانچی خاطرنشان میکند که قرآن هیچ اثری یا حدیثی دربارهٔ مهدی ندارد. او دلیل این امر را تأکید پیامبر اسلام بر نزدیکی قیامت میداند که با ایدهٔ خلیفهای که در آخرالزمان میآید، سازگار نیست:
("من و ساعت [قیامت] مانند این دو هستیم")
📌 در احادیث نبوی: روایات مهدی به صورت پراکنده در میان اهل سنّت وجود دارد، اما در صحاح (بخاری و مسلم) نیست. برخی از علمای بزرگ اهل سنت این روایات را «تزریقشده» از سوی شیعیان میدانند و آنها را رد میکنند، زیرا اهل سنّت به دلیل در دست داشتن حکومتها، نیاز «روانی» شدیدی به منجی نداشتند.
🔻شیعهٔ دوازده امامی: ایدهٔ مهدی در شیعه به دلیل نیاز شدید به نجات و هماهنگی عقیدتی اهمیت محوری دارد:
▪️نیاز روانی/سیاسی: شیعیان در دوران اموی و عباسی تحت آزار و اذیت مستمر بودند، که منجر به ظهور ایدهٔ مهدی به عنوان منجی شد.
▪️هماهنگی عقیدتی: برای تکمیل سلسلهٔ امامان معصوم (که باید ۱۲ نفر باشند)، اعتقاد به وجود امام دوازدهم (غایب) ضروری بود، در غیر این صورت کل عقیدهٔ امامت فرو میریخت.
🔶 تفاوت میان دو مذهب
| اهل سنّت: در آخرالزمان متولد خواهد شد. به دلیل عدم وجود آزار دائمی، نیازی ضروری به وجود او در حال حاضر نیست.
| شیعه: متولد شده و غایب است (غیبت کبری). برای تکمیل سلسلهٔ امامان و مشروعیت بخشیدن به مرجعیت دینی ضروری است.
🔶 مهدی: مشروعیت مرجعیت و نماد بقا
🔻قبانچی معتقد است که وجود مهدی غایب در تشیع دو کارکرد حیاتی برای بقای آن دارد:
1️⃣ مشروعیت مرجعیت: هویت شیعه با امام منتظر گره خورده است، و این به مرجعیت شیعه (مانند سید سیستانی) قداست و مشروعیتی قوی میدهد، زیرا آنها «نایب امام مهدی» هستند. این امر قدرت و اقتدار روحانی و سیاسیای به مرجعیت میبخشد که مرجعیت سنّی (وابسته به سلطان) فاقد آن است.
2️⃣ خُمس: فریضهٔ خمس (که باید به معصوم داده شود) توسط مراجع به عنوان «نایب امام» جمعآوری میشود. این خمس منبع مالی مستقل برای حوزههای علمیه و طلاب است که به طور چشمگیری در بقا و استقلال تشیع نقش داشته است.
🔶 انتظار، سیاست و اسطوره: از قعود تا انقلاب
🔻گفتوگو به مفهوم «انتظار» و کاربرد ایدهٔ مهدی در جنبشهای سیاسی پرداخت:
۱. انتظار سلبی و ایجابی
▪️انتظار سلبی (قعود): این نوع انتظار بیش از ۱۰۰۰ سال در میان شیعیان غالب بود، مبنی بر اعتقاد به ضرورت «نشستن و تسلیم بودن» و عدم برافراشتن هیچ پرچمی قبل از قیام قائم (مستند به روایاتی چون:
«هر پرچمی قبل از قیام قائم برافراشته شود، پرچم گمراهی است»).
▪️انتظار ایجابی (عمل): این رویکرد با روحالله خمینی آغاز شد که این چارچوب را شکست و گفت که باید «مقدمات ظهور» را فراهم کرد و حکومتی برای مقابله با خطرات تهدیدکنندهٔ اسلام (مانند لیبرالیسم و سکولاریسم) تشکیل داد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin