#نقد_کتاب
📕 معرفی و نشر کتاب «خوانش سریانی-آرامی قرآن» اثر کریستف لوکزنبرگ
مصاحبهٔ اسد سیف با #ب_بینیاز (مترجم كتاب)
✂️برشهایی از متن:
چه شد که سراغ این کتاب رفتی؟
چون که نویسنده کتاب به دو نکته اساسی در قرآنپژوهی توجه کرده است، ۱- این که قرآن پیش از ویراستاری نهایی بدون نقطه گذاری و اعراب گذاری بوده، ۲- این که محیطی که زبان قرآن در آن شکل گرفته بود، یک محیط سریانی-آرامی بوده و ۳- هیچ دینی ناگهان بوجود نمی آید بلکه هر دین جدید، ضرورتاً باید ادامه دهنده سنتهای دینی پیشین باشد.
این کتاب میکوشد ثابت کند که قرآن کلام خدا نیست. اگر قرآن کلام خدا نباشد، یعنی از کیفیت وحیانی برخوردار نباشد، آنگاه پیامد آن چه خواهد بود؟
۶- به نظر من مهمترین رسالت این کتاب همین است که نشان میدهد که قرآن یک کتاب وحیانی نیست و توسط اصحاب پیامبر هم از بر نشده بود. این مهمترین نکته است، چون همه مسلمانان بر این نکته توافق دارند که «قرآن کلام الله است و به صورت وحی نازل شده و هیچ گاه تحریف نشده است». حال اگر اثبات شود که در قرآن بارها و بارها دست برده شده و تازه زبان قرآن هم زبان عربی نیست بلکه آمیزهای از عربی-آرامی است آنگاه باید گفت که دیگر قرآن در آن جایگاهی قرار نخواهد داشت که تاکنون داشته است.
میگویند عثمان بن عفان قرآن را میان سالهای ۶۴۴ تا ۶۵۶ میلادی جمعآوری کرد. این کتاب برای این درک از «گردآوری قرآن توسط عثمان» چه پیامدی دارد؟
۷- ما هیچ نسخهای از قرآن نداریم که مربوط به سالهای حکومت عثمان باشد، ما حتا از خود عثمان به عنوان یک شخصیت واقعی تاریخی سند و مدرک نداریم. با قطعیت علمی نمیتوانیم بگوییم که چنین شخصیتی وجود داشته است. ولی میتوان از روی قرآن اثبات کرد که قرآن همواره در حال «اصلاح شدن و جرح و تعدیل» بود. ما این را از روی پارههای قرآن صنعا میدانیم که بارها و بارها متون قرآنی پاک شدند و دوباره با یک سلسله تغییرات و اصلاحات نوشته شدند.
لوکزنبرگ از «دختران باکره بهشتی» و «حوریان بهشتی» استفاده میکند تا اشتباه در ترجمه را از آرامی به عربی نشان دهد که چگونه حبه انگور سفید به حوری بهشتی تبدیل شده است. آیا این به معنای این است که محمد پیروانش را فریفته است؟
۸- قرآن [یا محمد] به کسی دروغ نگفته است. لوکزنبرگ نشان داده است که قرآن در راستای سنت مسیحیت سخن گفته است. در واقع این مفسران بعدی عرب بودند که از دانش زبان سریانی برخوردار نبودند و به هنگام نقطهگذاری قرآن، اشتباهات بزرگی کردند که سرانجام منجر به تغییر مضامین متون قرآن شد و از آن تفاسیر عجیب و غریبی نیز بیرون آمد.
در آغاز قرن بیستم پژوهشگرانی در جهان غرب همچون مارتین هارتمن و کارل فولرز گمان میکردند که قرآن باید بنیانی مسیحی داشته باشد. کارل هاینس اولیگ بعدها بر اساس تزهای آنان ادعا کرد که دست کم بخشهایی از قرآن بنیانهای انجیلی دارد. آیا لوکزنبرگ به این حدسها واقعیت بخشیده است؟
۱۳- دقیقاً! لوکزنبرگ توانسته از طریق زبانشناسی تاریخی نشان بدهد که قرآن اولیه «گلچینی از عهدین» بوده که برای بلندخوانی از انجیل عهد عتیق و جدید گردآوری و نگارش شده بود. یعنی قرآن به آن دسته از مسیحیان شرق تعلق داشته که در سنت آریوس گام برداشته بودند و مسیح را فرزند خدا نمیدانستند. در واقع کتاب لوکزنبرگ توانسته از جنبه زبانشناسی نظریههای فلرز، لولینگ و سرانجام گروه اناره [به سرپرستی اولیگ] را تأیید کند.
بر اساس دادههای کتاب لوکزنبرگ میتوان پذیرفت که محمد نمیتواند شخصیتی تاریخی باشد یا این که باید نتیجهگیری دیگری کرد؟
۱۴- طبعاً اگر زبان قرآن آمیزهای از سریانی-عربی باشد و نه عربی ناب آنگاه موضوع پیامبر عرب هم تا اندازه زیادی زیر علامت پرسش میرود. لوکزنبرگ البته در کتابش به این موضوع نمیپردازد و حتا از این نقطه حرکت میکند که پیامبری به نام محمد نیز وجود داشته است ولی هر خوانندهای بلافاصله متوجه میشود که حتا اگر هم پیامبری به نام محمد وجود میداشته اصلاً ربطی به پیامبری که سیرههای نبوی و روایات اسلامی شرحش دادند ندارد.
🌐 متن کامل مصاحبه را در تلگراف (اینجا) بخوانید.
📓دانلود و مطالعهٔ کتاب «خوانش سریانی-آرامی قرآن (جستاری برای رازگشایی زبان قرآن)» اثر کریستف لوکزنبرگ (اینجا)
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Post #1096
3.32K