من از خزان به بهار، از عطش به آب رسیدم
من از سیاهترین شب، به آفتاب رسیدم
من از خمار رهیدم، هم از فریب گذشتم
که از سراب به دریایی از شراب رسیدم
به جانب تو زدم نَقبی از درون سیاهی
به جلوهی تو به خورشید بی نقاب رسیدم
اگر نشیب، رها کردم و فراز گرفتم،
به یاری تو بدین حسن انتخاب رسیدم
مرا به مهر خود، آباد میکنی تو، غمی نیست
به آستانت اگر خسته و خراب رسیدم
شبی که با تو هماغوش از انجماد گذشتم
به تب، به تاب، به آتش به التهاب رسیدم
چگونه است و کجا؟ دیگر از بهشت نپرسم
که در تو، در تو، به زیباترین جواب رسیدم
کتاب عمر، ورق خورد بار دیگر و با تو
به عاشقانهترین فصلِ این کتاب رسیدم
چرا، به ناب ترین شعر خود، سپاس نگویم
تو را؟ که در تو به معنای شعر ناب رسیدم...
#حسین_منزوی ❤️
@nahamkhan
Post #4063
75
- ❤🔥 3
- 🌚 1
- 🦄 1