✅ «ورزش»سکویخدمت
ياسکویپرتابسياسی!
✍ #رسول_صفری در شماره ۲۲۳۴ روزنامه #نقدحال
اينکه هيچ موضوعي بدون گرايش سياسي شکل نميگيرد، چندان قابل انکار نيست. نميتوان وابستگيهاي سياسي را در انتخاب مديران ناديده گرفت. هر جا منفعتي وجود داشته باشد، پاي سياستمداران نيز به آن باز ميشود. اين منفعت، بسته به نوع فعاليت، از منابع مالي تا ابزاري اجتماعي براي تقويت سبد راي را شامل ميشود.
حوزه ورزش معمولا يکي از همين ابزارهاي اجتماعي در افق انتخابات است. نقش ورزش و نفوذ اين مولفه در جامعه آنقدر جذابيت دارد که دخالت سياسيون در آن، از انتخاب مديرکل ورزش و جوانان استان و مديران شهرستاني تا دخالت در امور هياتهاي ورزشي استاني و شهرستاني را در بر ميگيرد.
چرايي اين موضوع را در سطرهاي آغازين نوشتيم. علاقه بيش از حد برخي سياسيون، بهويژه نمايندگان مجلس به ورزش، لزوما از سر دلسوزي و خيرخواهي نيست؛ گاهي تثبيت جايگاه سياسي و داشتن نيروهايي براي اتصال به بدنه ورزش، انگيزه اصلي اين حضور است تا از اين مسير به منافع خود برسند.
اگر دغدغه اصلي اين نمايندگان، خيرخواهي براي مردم و جامعه بود، چرا استان ما سالهاست با فقر، بيکاري و محروميت دستوپنجه نرم ميکند؟ چرا همان اندازه که براي انتصاب مديران و چينش مهرهها در ورزش وقت ميگذارند، براي توسعه استان و وادارکردن دولت به انجام تعهداتش تلاش نميکنند؟
دهکده المپيک کرمانشاه نمونهاي روشن براي طرح اين پرسش است. پروژهاي که سالهاست در انتظار تکميل به سر ميبرد و وعدههاي افتتاح آن بارها مطرح شده است. اگر نمايندگان مجلس با همان جديتي که براي حضور در انتصابات ورزشي و ترکيب هياتها به خرج ميدهند، پشت تامين اعتبار اين مجموعه ميايستادند و وزارت ورزش و دولت را به پاسخگويي و انجام تعهداتشان وادار ميکردند، آيا دهکده المپيک بايد نزديک به دو دهه در انتظار تکميل ميماند؟ آيا امروز نبايد بهجاي وعدههاي تازه، از ثمره اين همه سال پيگيري سخن ميگفتيم؟
دايههاي دلسوزتر از مادر، کار را به دخالت در هياتهاي ورزشي شهرستاني نيز کشاندهاند. البته اينکه حضور نمايندگان در کنار ورزش امري مثبت است يا منفي، بايد با توجه به عملکرد و نتيجه اقداماتشان سنجيده شود.
اگر هدف از انتصابها و دخالت در امور ادارات ورزش و هياتها، يارکشي سياسي باشد، همانگونه که نمونههاي آن را ديدهايم، نتيجهاي جز پسرفت نخواهد داشت. اما اگر حضور نمايندگان بهمعناي نظارت، پيگيري مطالبات، جذب منابع مالي و کمک به پيشرفت ورزش، بدون دخالت در امور تخصصي آن باشد، اقدامي پسنديده و دقيقا در راستاي وظيفه نمايندگي است.
مشکل از جايي آغاز ميشود که وعدهها جاي عمل را ميگيرند و حاصل دخالتها، نه توسعه زيرساختها و ارتقاي ورزش، بلکه چينش مهرههايي است که کارنامه روشني ندارند. در چنين شرايطي، حضور نمايندگان در ورزش نهتنها کمکي به آن نميکند، بلکه ميتواند مانعي جدي در مسير پيشرفت باشد.
داريوش در کتيبه بيستون، از اهورامزدا ميخواهد ايران را از ديو جنگ، ديو خشکسالي و ديو دروغ برهاند. امروز نيز ورزش کرمانشاه به مديريتي نياز دارد که از وعدههاي بيسرانجام، دخالتهاي سياسي و فرصتهاي ازدسترفته رهايي يابد.
نمايندهاي که با وعده و وعيد به ورزش نزديک ميشود، اما پس از رسيدن به اهداف سياسي خود نهتنها گرهي از مشکلات ورزش باز نميکند، بلکه به مانعي در مسير آن تبديل ميشود، بايد در برابر افکار عمومي پاسخگو باشد. اگر وعدههاي او پشتوانهاي در عمل نداشته باشد، چه تفاوتي ميان اين شيوه و همان ديوي است که داريوش از اهورامزدا ميخواست ايران را از آن برهاند؟ شايد امروز نيز بايد از خداوند خواست ورزش کرمانشاه را از ديو وعدههاي بيسرانجام برهاند.
@naghdehall
Post #201430
62
- 👏 3
- 👍 1