✅ چكامههای زَرْوان
🟢 رشكِنَبيد
منتشرشده در صفحه #باغ_ابریشم روزنامه #نقدحال شماره ۲۲۲۵ شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵
ايران كه سرايِ سور و بنگاهِ اميدي!
در مستيِ جان، شاديِ دل، رشكِ نَبيدي.
دُژْياد و تباهْخويي و دلازاري را،
»هر آينه- گويمت: نه ديدي؛ نه شنيدي.«
1405/4/30
نبيد: باده.
***
🟢 تابوتبِتپنده
ايرانِ منا! تير فراز آيد، باز؛
با گرمي و گُرْم و با گداز، آيد باز.
آنگاه كه هور در دلِ شير رود،
با تاب و تبِ تپنده، باز آيد، باز.
1405/4/4
***
🟢 نگارِبهار
ايرانِ منا! بهارِ جاويداني؛
دل را، تو، شكفته كارِ جاويداني.
شادابي و شور و شاداني را، تو
بيهيچ گمان، نگارِ جاويداني.
***
مهرشهر- 1405/4/1
🟢 منم،ايران!
دل، ز مهرِ تو، چون كَنَم؟ ايران!
شورمندانه، در زنم، ايران!
گويمت، شادمان: »منم، ايران!
بادي آباد! ميهنم، ايران!«
مهرشهر- 1405/4/3
***
🟢 مامِمِهينه:ايران
ايرانِ منا! به تِشْتَرت، مينازيم؛
در راهِ تو، ما، يكسره، سر ميبازيم.
فرزانه، مِهينه مامِ مايي، ايران!
از ساوه و كرمانشه و گر، شيرازيم.
مهرشهر- 1405/4/3
تشتر: ستارهي باران.
***
🟢 چهگويمت،ديگر،من؟
ايرانِ منا! چه گويمت، ديگر، من؟
زين بيش، بگو: چه جويمت، ديگر، من؟
راهِ تو، رهِ راستي و آزادي است؛
گويي: جز از اين، چه پويمت، ديگر، من؟
مهرشهر- 1405/4/1
#ميرجلالالدين_كزازی
@naghdehall
Post #201192
111
- 👏 3
- ❤ 1