✅ سرمايهگذاریموثردرورزش
✍ #رسول_صفری در شماره ۲۲۲۹ روزنامه #نقدحال
ورزش بدون توجه به اينکه چه رشتهاي را مدنظر داشته باشيم، نيازمند ايجاد بسترهاي مناسب براي رشد و شکوفايي است. رشد و شکوفايي در ورزش را ميتوان از جنبههاي مختلف مورد سنجش قرار داد. در ورزشهاي همگاني، اصل بر تعداد ورزشکاران و نفوذ ورزش در دل جامعه و خانواده است. در ورزشهاي تخصصي نيز علاوهبر جمعيت ورزشکاران، نتايج کسبشده در رقابتهاي کشوري، قارهاي و جهاني معياري مناسب براي سنجش عملکرد هياتهاي استاني محسوب ميشود. براي رسيدن به اين مقصود، چه در ورزش همگاني و چه در ورزش حرفهاي، زيرساختهاي ورزشي، شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي جامعه بر روند کار تاثيرگذارند. البته هنر مدير ورزشي در روزهاي سخت است که خود را نشان ميدهد. وقتي همهچيز مهيا باشد، بايد باور داشت مديران سطح دو و سه هم ميتوانند به موفقيت دست پيدا کنند؛ هرچند استفاده از حداکثر ظرفيتهاي موجود نيز هنري است که شايد هر مديري از عهده آن برنيايد. مدير موفق کسي است که از کمبودها فرصت بسازد، از داشتههاي هرچند محدود بيشترين بهره را ببرد و از ارتباطات خود فرصتهاي جديدي براي مجموعهاش خلق کند. وقتي فرصتها ايجاد شد، نوبت به سرمايهگذاري ورزشي ميرسد؛ سرمايهگذارياي که الزاما مالي نيست، اما حتما گوشهچشمي به مسائل مالي دارد. يک مدير توانمند ابتدا مشکلات را بررسي، دستهبندي و اولويتبندي ميکند. براي مثال، جايي که بسترهاي سختافزاري مناسبي مانند سالنهاي تمرين و شرايط مالي به نسبت مطلوبتري وجود دارد، اما اين امکانات به نتايج ملموس ختم نميشود، بايد به سراغ مسائلي مانند دانش مربيان، تعداد مسابقات و ديگر چالشهاي موجود رفت. مربياي که توانمندي و دانش لازم را ندارد، بايد در چرخه آموزش مستمر قرار بگيرد. فرصتهاي جديد براي علاقهمندان به مربيگري ايجاد شود، حس رقابت براي کسب نتيجه شکل بگيرد و بستري براي پويايي آنان فراهم شود. داوران نيز با چنين چالشي روبهرو هستند. داوران بيانگيزه، کمدانش و ناآماده ميتوانند چالشهاي مختلفي در روند ورزش ايجاد کنند. بنابراين بايد هم زير چتر حمايتي مجموعه قرار بگيرند و هم براي ارتقاي دانش و توانايي آنان برنامه داشت. حمايت از مربي و داور، در واقع سرمايهگذاري مستقيم روي کيفيت ورزش است. درگير کردن خانوادهها با ورزش ورزشکاران نيز ميتواند بار بزرگي را از دوش هياتهاي ورزشي بردارد. وقتي خانواده بر رفتوآمدها، شرايط زيستي و وضعيت رواني فرزندان خود دقت نظر بيشتري داشته باشد، حتما ميزان آسيبها و انحرافات ورزشکاران کاهش پيدا ميکند. البته ورود خانوادهها به اين عرصه بايد با دخالت در شيوه تمرين ورزشکاران کاملا متفاوت باشد؛ چرا که شيوه تمرين امري تخصصي و در چارچوب وظايف مربي است. سپس به خود ورزشکار ميرسيم؛ همانهايي که با پيروزيهايشان، علاوهبر افتخارآفريني فردي، مانند موتور محرک باعث پويايي ورزش ميشوند. هيات بايد علاوهبر اطمينان از شرايط فيزيکي ورزشکار، با استفاده از ظرفيتهاي روانشناسي و برگزاري کارگاههاي روانشناسي پيش از مسابقات و دورهاي در طول سال، براي ورزشکاران مستعد گامي جدي در جهت آمادهسازي ذهني آنان بردارد. بهطور مثال، بارها درباره کشتي کرمانشاه و فاصلهاي که از روزهاي پر فروغ خود گرفته است شنيدهايم. وقتي سر تمرين کشتيگيران کرمانشاهي ميرويم، به اعتقاد اهل فن، از نظر توانايي چيزي از ورزشکاران قديم کرمانشاهي که بر سکوهاي بزرگ کشور و عرصههاي بينالمللي ميايستادند کم ندارند. پس عيب کار کجاست؟ بخشي از پاسخ را بايد در ميدان نديدنهاي مکرر و باور نداشتن به توانمنديهاي خود جستوجو کرد. وقتي يک کشتيگير کرمانشاهي در مقابل نام استانهايي مانند مازندران قرار ميگيرد، نبايد پيش از رفتن روي تشک خود را بازنده بداند. ايجاد ميدان، افزايش مسابقات، تقويت اعتمادبهنفس و فراهم کردن فرصت رقابت، خود نوعي سرمايهگذاري است؛ سرمايهگذارياي که شايد هزينه مالي زيادي نداشته باشد، اما ميتواند نتيجهاي بزرگ به همراه بياورد. با وجود تمام اين تفاسير، يکي از مهمترين سرمايهگذاريها در ورزش، سرمايهگذاري روي ردههاي پايه است. نسلي که شاکله آن از ابتدا درست گذاشته شود و بنياني محکم براي آن ايجاد شود، ميتواند سالها بعد ثمره خود را نشان دهد. ورزش براي ساختن قهرمان، فقط به سالن، تجهيزات و پول نياز ندارد. قهرمان محصول مجموعهاي از سرمايهگذاريهاست؛ روي مربي، داور، خانواده، ذهن ورزشکار، فرصت مسابقه و مهمتر از همه، روي نسلهاي آينده. اگر امروز براي ردههاي پايه درست سرمايهگذاري کنيم، شايد فردا شاهد يک نسل طلايي در هر رشته ورزشي باشيم؛ نسلي که موفقيتش حاصل يک اتفاق نيست، بلکه نتيجه سالها برنامهريزي و سرمايهگذاري درست است.
@naghdehall
Post #201159
23
- 👍 2
- 👏 2