✅ نگاهیبهكتاب«فوتوريسم»
نوشته«فرهنگعاطفی»
ازنيچهتاشورشعليهگذشته
✍ #امير_نوریعلا در شماره ۲۲۲۸ روزنامه #نقدحال
»فوتوريسم؛ جستاري انتقادي در ريشههاي فلسفي و تحليل هنري« عنوان کتابي از فرهنگ عاطفي است که نويسنده با نگاهي به يکي از جريانهاي مهم هنر مدرن، ميکوشد رابطه ميان هنر و انديشه را بررسي کند؛ رابطهاي که گاه در پسِ فرمها، تصاوير و آثار هنري پنهان ميماند و براي کشف آن بايد از سطح اثر عبور کرد و به ريشههاي فکري آن رسيد. فوتوريسم جنبش هنر ايتاليايي توسط شاعر ايتاليايي فيليپو توماسو مارينتي در سال 1909 با هدف به تصوير کشيدن پويايي و انرژي دنياي مدرن در هنر راه اندازي شد. فوتوريسم يا آيندهگرايي با تمرکز بر پيشرفت و مدرنيته بهدنبال حذف مفاهيم سنتي هنري و جايگزيني آنها با جشن پرانرژي عصر ماشين بودند. فوتوريسم از جريانهاي مهم و تاثيرگذار هنر مدرن است که در آغاز قرن بيستم سر برآورد؛ دورهاي که جهان با شتابي کمسابقه درحال تغيير بود. ماشين، صنعت، فناوري، شهر مدرن و سرعت، چهره زندگي انسان را دگرگون ميکردند و طبيعي بود که هنر نيز از اين تحولات بيتاثير نماند.
فوتوريستها در برابر بخش مهمي از سنتهاي گذشته ايستادند و خواهان هنري متناسب با جهان تازه بودند؛ هنري که حرکت، سرعت، انرژي و آينده را در مرکز توجه خود قرار دهد. اما پرسش اساسي اينجاست که آيا ميتوان فوتوريسم را تنها با مشاهده آثار هنري و ويژگيهاي ظاهري آن شناخت؟ کتاب »فوتوريسم« تلاش ميکند پاسخ را در جاي ديگري نيز جستوجو کند: در فلسفه. نويسنده، فرهنگ عاطفي، در فصل نخست کتاب به مباني فلسفي فوتوريسم با تاکيد بر فلسفه نيچه ميپردازد. همين انتخاب، مسير کتاب را تا اندازهاي روشن ميکند. نيچه و انديشههاي او درباره ارزشها، اخلاق، انسان، قدرت، زندگي و آينده از مباحث مهم فلسفه مدرناند و نويسنده در اين کتاب تلاش کرده است ارتباط اين مباحث را با زمينههاي فکري فوتوريسم بررسي کند. فهرست مطالب نشان ميدهد که بحث تنها به اشارهاي کوتاه به نيچه محدود نميشود. موضوعاتي همچون آپولون و ديونوسوس، نگاه متفاوت به مرگ و زندگي، نقد اخلاق و ارزشها، اخلاق بردگي، متافيزيک، نيهيليسم، ابرانسان، اخلاق نو، بازگشت جاودان و متافيزيک نو در ادامه مطرح شدهاند و در بخش ديگري نيز »اراده معطوف به قدرت« و تفسير هايدگر از آن مورد توجه قرار گرفته است.
از اين منظر، کتاب را ميتوان تلاشي براي رفتن از سطح هنر به عمق انديشه دانست. زيرا هيچ جنبش هنري را نميتوان کاملا جدا از فضاي فکري و اجتماعي زمانهاش فهميد. هنرمند در خلأ زندگي نميکند؛ نگاه او به انسان، جامعه، اخلاق، فناوري، قدرت و آينده به شکل مستقيم يا غيرمستقيم در اثرش انعکاس پيدا ميکند.
اهميت فوتوريسم نيز تا حدي از همينجا ناشي ميشود. اين جريان فقط خواهان تغيير در شيوه نقاشي يا مجسمهسازي نبود؛ بلکه نوعي تغيير نگاه به جهان را نمايندگي ميکرد. ستايش سرعت و حرکت و توجه ويژه به فناوري و آينده، درواقع بازتاب جهاني بود که خود با سرعتي شگفتانگيز درحال دگرگوني بود. از اين جهت، مطالعه فوتوريسم فقط بازگشت به يک فصل از تاريخ هنر نيست. بسياري از پرسشهايي که در آن دوره مطرح شدند، امروز نيز به شکل ديگري پيش روي انسان قرار دارند: رابطه انسان با ماشين، تاثير فناوري بر زندگي، شتاب تحولات، تغيير ارزشها و نگراني يا اميد نسبت به آينده. »فوتوريسم« در کنار مباحث فلسفي، به جريان هنري و آثار و هنرمندان آن نيز توجه دارد و از همين راه تلاش ميکند ميان انديشه فلسفي و نمود هنري آن ارتباط برقرار کند. براي خوانندهاي که فوتوريسم را صرفا نام يک جنبش هنري ميداند، اين رويکرد ميتواند دريچهاي متفاوت براي نگاهکردن به آن بگشايد. شايد بتوان پرسش اصلي کتاب را چنين خلاصه کرد: پشت يک تغيير بزرگ هنري، چه تغيير بزرگي در انديشه انسان رخ داده است؟ پاسخ به اين پرسش، فوتوريسم را از يک سبک هنري فراتر ميبرد و آن را به موضوعي براي تامل درباره انسان و جهان تبديل ميکند.
کتاب »فوتوريسم؛ جستاري انتقادي در ريشههاي فلسفي و تحليل هنري« نوشته فرهنگ عاطفي ازسوي انتشارات نقد فرهنگ منتشر شده و ميتواند براي علاقهمندان به هنر مدرن، فلسفه هنر، تاريخ جنبشهاي هنري و انديشههاي نيچه، اثري قابلتامل باشد. فرهنگ عاطفي در خانوادهاي فرهنگي باليده و فرزند اديب فرازنه استاد يداله عاطفي هستند و دكتراي فلسفهي هنر، كارشناسارشد نقاشي و كارشناس علومسياسي دارد.
@naghdehall
Post #201118
75
- 👍 2
- 👏 2