✅ قشرضعيفشده
✍ یادداشت #محمدباقر_رحيمی در شماره ۲۲۲۶ روزنامه #نقدحال
مهر هزار رنگ رسيد و باز مدارس بايد کار تعليم و تربيت را پيگيري نمايند. شايد در آغاز تاسيس مدارس در ايران هيچ ماهي خاطرهانگيزتر از مهر و رفتن به مدرسه نباشد. آنچه که البته کمکم دارد رنگ ميبازد. وضعيت نظام آموزشي به هيچوجه قابل تعريف نيست، چه از لحاظ کمي و چه از لحاظ کيفي. کار به آنجا رسيده که چه از بطن مردم و چه از زبان دولتيان، معلمان را قشر ضعيف مي خوانند. معلمي که مرکز پرگار تربيت است، حال در حاشيه قرار دارد و بهراحتي به او قشر ضعيف ميگويند. اگر پرسيده شود چه شده است؟ آنچه شده ضعيفشدن جايگاه و منزلت معلمان در طي زمان است. به تدريج از آنچه که تا حدي قابل قبول بود ناتوانتر از پيش شد. اين نشان ميدهد هرگز براي مسوولان کشور، نظام آموزشي نهادي سرآمد و باجايگاه نبوده است. نبايد غفلت داشت که مشکلات آموزشوپرورش(و بلکه نظام دانشگاهي) تنها مربوط به اين چند دهه نيست. به واقع به پيش از انقلاب برميگردد. در واقع نظام آموزشي در حدود 150 سال پيش ناقص به دنيا آمد. از همان آغاز وابسته به دولت و متمرکز بود و کمترين اتکا را به مردم داشت. بههمين سبب از همان ايام حقوق و مزاياي ماهيانه صنف معلم از حد ميانگين اصناف ديگر کمتر بود، اما از آنجا که گراني و تورم مستمري وجود نداشت (جز در مقاطعي) زندگي روزمره معلمان آموزش و پرورش و حتي استادان دانشگاهها در ضعف جدياي قرار نداشت. اما امروزه و در چند دهه اخير جز از لحاظ پرداختن به ايديولوژي تحول جدي ديگري نداشته و با کمترين نوآوري به راه گذشته خود ادامه ميدهد. روزآمدي نداشته و همچنان متمرکز و بدون خلاقيت ادامه دارد. اما از بعد مادي آنچه ضعف در نهاد آموزشي را بدتر ساخت، تورم ساختاري اين سالهاي طولاني بهويژه در دو دهه اخير بود که ضعف و فتور بسيار بيشتر بر آن وارد ساخت. به اين سبب بود که ما از ابتداي دهه هشتاد تاکنون هموار شاهد تحصنهاي پياپي بودهايم. زيرا بهطور خاص جداي از مشکلات متعدد نظام آموزشي، ميانگين درآمدي صنف معلمان از بقيه صنوف در کمترين حد خود بود و به اين دليل در اين اواخر براي آنها از اصطلاح ناشايست قشر ضعيف استفاده شد. اين نظام آموزشي توجهي جدي و در خور به تربيت بدني ندارد. کمترين اهميت را به تربيت هنري ميدهد. وجود مشاوران تحصيلي– رواني براي مدارس در نظر گرفته شد اما با نيروهايي که بخش مهمي از آنها به روانشناسي و مشاوره مربوط نبودند و در واقع تربيت يافته اين حوزه بسيار مهم محسوب نميشدند. اندکاندک در اثر کمبود بودجه ضمن خدمت حضوري معلمان به صفر رسيده است. به مدارس بودجه لازم داده نميشود و لذا از اوليا وجوهي به اجبار گرفته ميشود. در بيش از 90 در صد مدارس ديگر همچون گذشته خبري از آزمايشگاه و کتابخانه نيست. و خلاصه مشکلات بسياري وجود دارد که براي ذکر آنها صفحات بسياري لازم است. بهطور چکيده ميتوان گفت بيشتر از آنکه مدارس مرکزي براي آموزش و تربيت باشند؛ بهطور عمده مکاني براي نگهداري آنان براي چند ساعت در روز شده است که مبادا با حضور آنان در خانه و يا محله موجب آزار اوليا و ديگر مردمان شوند. ديگر چه ميتوان گفت جز اينکه اين وضعيت آموزشي از ابعاد مختلف بايد متحول شود.
@naghdehall
Post #201004
48
- 👍 2
- 😢 1